logo





اقیانوس

چهار شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ - ۰۹ اکتبر ۲۰۱۹

لقمان تدین نژاد

new/loghman-tadayonnejad.jpg
به کرانه‌های آخرین اقیانوس‌های جهان که رسیدم
خشکی‌ها را همه پشت سر نهاده،
ماهیگیرانی یافتم مال باخته
با همسرانی درمانده‌تر از خویش،
دست‌ها به سوی آسمان،
مویه‌کنان،
پراکنده بر صخره‌های ناملایم
تورهای پاره‌ی خویش را می‌بافتند
خیره به دوردست‌ها
صیدهاشان ناچیز،
سبد‌هاشان خالی،
با فرزندانی بیمار،
نزار،
ناشکفته،
پابرهنه میان بوته‌ها و صخره‌ها،
تک درختانِ دامنه‌ی تپه
کوتوله مانده بودند
با شاخه‌های زخمی،
در هم پیچیده،
از توفان‌هایی که پیوسته می‌کوبید بر آن حوالی
ساعت موعود فرا رسیده بود
و ماهیگیرانِ بی‌نوا
در آستانه‌ی کوچِ ناخواسته‌ی خویش،
لب می‌گزیدند
نگاه‌هاشان بر خرابه‌هایی که برجا می‌ماند
دریغ از پس‌اندازی ناچیز،
یا یادگاری ارزشمند
که به دوره‌گردی دندان گِرد بفروشند
در ازای یکی دو سکّه‌
هنوز هیچ نشده خاطره‌یی بر جا ‌مانده بود در آن غروب،
از ساحلی که روزی زندگی از آن می‌جوشید
با ماهیگیرانی که هر سپیده
با دست‌‌های پر از دریا باز می‌گشتند
و کودکانی که پا برهنه، خندان، ذوق‌ زنان
به استقبال پدر می‌شتافند در صدای امواج
و از کلبه‌ها عطر خوراک‌های فقیرانه بر می‌خاست

خانوارها غمزده،
در سکوتی سرد،
یکی یکی بالا می‌رفتند از قایق‌های لرزان
و تلو تلو خوران دور می‌شدند
از آخرین خشکی‌های ‌ جهان
هیچکس نمیدانست اگر آنسوترها
خوراک نهنگان می‌شدند،
و به دریا باز می‌گشتند
یا جلبکی می‌گشتند
تا ابد لرزان در اعماق آبها،
یا به مجموعه جزایر افسانه می‌رسیدند
آنجا که ستارگانِ پراکنده در سیاهی‌ها
تا آخر زمان نجوا می‌کردند برای مردگان و ماندگان
من اما،
خیره بر افقِ آخرین اقیانوس‌های جهان
و ماهیگیرانی که در آن دور دورها گم شده بودند
باید تا سحرگاه به انتظار می‌نشستم
بر ماسه‌های خیس
غرق در اوهام،
هراس‌ها،
انتظارها،
و ناگفته‌ها
تا که ساحلِ دورافتاده را ترک کنم
با آخرین قایق
و هرچند با تأخیر،
به ماهیگیرانِ بیچاره‌یی بپیوندم
که برابر چشمان غم‌زده‌ی من
برای همیشه از این ساحل رفته،
دختران و پسرانِ ناتوان را پشت سر نهاده،
و روح زندگی را با خود برده بودند

لقمان تدین نژاد‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
۱۶ ژوئن ۲۰۱۹


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد