logo





جا مانده

دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۸ - ۰۷ اکتبر ۲۰۱۹

بهمن پارسا

با چشمانی فرسوده
به دنبال ِ من می گردم!
مرا در پیاده رو ها و خیابانهای شهری که دوست میدارم،
جا گذاشته ام.
اینک از این گوشه ی دور دست
من را می بینم؛
پیاده رویی،
میزی و صندلی
فنجانی قهوه
استکانی کُنیاک
سیگاری میان انگشتان
و نگاهی که به هیچ کجا نمی نگرد!
می بینم، مرا می بینم
در پای شیب تند پلّه های قدیمی
و کوچه پَس کوچه های پست و بلند
گوش اش پر است از نغمه ی فاخر ِ "آرشیدوک"
در کوچه ی "کُرتُ"
و از آنجا می سُرَد
تا کنارِ
سِرژ گَنزبورگ
سارتر
صادق
غلامحسین
و معلمی که دیگر نیست
و هست اگر، اینجاست علی اصغر
ابدگاه "مُنپارناس".
من خویش را جا گذاشته ام
میان ِ خِنزر پِنزری های "سَنت اوآن"
میان مردمی در پی یک لُقمه نان
در "اُبِرویل" و یا "بِل ویل"
و هم در بازار ِ روز ِ مردم خُرده پا در "مِنیل مُنتان".
از اینروست که هر گاه دل ِ پوسیده ام برای من تنگ میشود
میروم آنجا که مرا جا گذاشته ام،
میروم تا در پی دیدارم با من
در خیابان و پیاده روهای شهری که دوست میدارم
شبها و روزها را به پرسه های آزاد بگذرانم.
من خویش را
در خیابانها و پیاده رو های شهری که دوست میدارم،
جا گذاشته ام.
*******************************************************
اوت 2019. مُنمارتر-پاریس




نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد