logo





چهل سال پس ازآن فریب بزرگ

دوشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۸ - ۰۹ سپتامبر ۲۰۱۹

رقیه دانشگری



" کشورامروز از شماست..ازکارگران است..و شما مسئولیت او را مستقیم دارید.. شما خزانه دار زمین هستید..گمان نمی کنم عبادتی بالاتراز خدمت به محرومین وجود داشته باشد…از پیغمبر اکرم شنیده اید که ..کف دست یک کارگر را، یعنی همان محلی را که کاردرش تاثیر کرده وپینه بسته است،آنجا رابوسید…"

"حیات یک ملت مرهون کاروکارگراست..هر روز روزکارگراست…همه ی کارگران حق هستند…سرتاسرعالم کارگراست وسرتاسرعالم کاراست…"[۱]

جملات بالا را آیت الله خمینی درنخستین ودومین سال پس ازانقلاب ۵۷ ،درروزکارگر ۱۱اردیبهشت سال های ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ برزبان راند. جمله ی معروف اورا هنوزبه یاد داریم که به تاسی ازپیغمبرگفت "من بردست کارگر بوسه می زنم".

چهل سال پس ازاین فرمایشات است که اسماعیل بخشی کارگر به ۱۴ سال زندان و۷۵ ضربه شلاق ،محمد خنیفرکارگر به ۶ سال زندان ،سپیده قلیان مدافع کارگران به ۱۸ سال حبس تعزیری وچهارتن دیگرازخبرنگاران اینترنتی مدافع کارگران به حبس های درازمدت محکوم می شوند.همزمان آدمکش معروف قوه ی قضایی رژیم سعید مرتضوی از زندان آزاد می شود.

هیچ ادله ای بیش ازخود واقعیت نمایانگر عدل اسلامی مورد ادعای کارگزاران رژیم جمهوری اسلامی نیست. رویدادهای دادگاه های اسلامی درروزهای اخیر مانند تصاویر بدون شرحی است که بی هیچ سخنی دامنه وشدت وعمق ستم وتبهکاری را ازسوی این دستگاه حکومتی درحق مردم ایران به نمایش می گذارد.آزادی موقت محمدعلی نجفی شهردارسابق تهران دراوایل شهریور سال جاری که مرتکب قتل ویامتهم به آن است ،همزمانی آن با صدوراحکام درازمدت زندان درحق معترضین به حجاب اجباری،فعالان مدنی وروزنامه نگاران ،وتایید بیش ازسه سال حبس برای آتنادائمی وگلرخ ایرایی مدافعان حقوق کودک بدون تشکیل دادگاه تجدیدنظربرای آن ها، ازنمونه های دیگراین تصاویر بدون شرح است.

پیش بینی این خشونت افسارگسیخته از سوی قوه ی قضایی رژیم دربرابر بازداشت شدگان یک ساله ی اخیر پس ازپذیرش مسئولیت این قوه توسط سیدابراهیم رئیسی ،مشکل نبود.این مهره ی شوم که دست درکشتاربزرگ زندانیان سیاسی ایران درشهریور۱۳۶۷داشته است،هم اکنون پرونده های بازداشت شدگان وزندانیان سیاسی وعقیدتی رازیردست خود دارد. اوباچرخش قلمی احکام سنگین این کارگران ومدافعان حقوق کارگران راصادرکرده است.

رویه ی دستگاه قضایی رژیم ،درصدورچنین احکام سنگینی نیزخارج ازهرقاعده وقانون ودرتطابق کامل با نظام ولایی وخودکامه بوده است.رویه ای مبتنی براتهامات ساختگی، بازخوانی اعترافات ناشی ازشکنجه، بدون حضوروکیل مدافع واقعی، بدون مجالی برای متهم در دفاع ازخود وسرآخرصدوراحکامی که درباورنمی گنجد.

درهمین رابطه به چند سطرازنامه ی همسرجان باخته ام علیرضا اکبری شاندیزاشاره می کنم .اودرسال ۱۳۶۵ و چند ماه پیش ازاعدامش موفق شده بود این نامه را خطاب به رفقای خود به بیرون اززندان بفرستد.آن چندسطرچنین است :

"…در۱۲/۲/۶۴ دادگاه رفتم.درکیفرخواست مرا به جاسوسی! محاربه،اختفای سلاح،تشکیل سازمان نظامی مخفی،ایجادشبکه ی نفوذ،براندازی وغیره! متهم ساخته بودند.شما وهمه ی آن هایی که مراازنزدیک می شناسند به خوبی می دانند که این اتهامات تا چه اندازه بی اساس ورذیلانه است.هیچ امکانی برای دفاع از خود نداشتم .حتی کیفرخواست راهم تاآن لحظه ندیده بودم.تنها من بودم درمقابل موجود مسخ شده ودرنده ای به نام حاکم شرع که نسبت به هر آنچه انسانی است کینه می ورزید.."

امروزکه بیش ازسه دهه ازتاریخ این نامه می گذرد،شاهد آن هستیم که اتهام جاسوسی دیگرتنها دامن فعالان ومخالفان سیاسی رژیم رانمی گیرد.ازفعالان محیط زیست تا روزنامه نگاران ووبلاگ نویسان ساده، اززنان مخالف حجاب اجباری تا بازداشتی های متهم به قتل کارشناسان هسته ای دریک بگیروببند نمایشی ،ازدوتابعیتی های غیرحکومتی تا افراد مقیم خارج ازکشورکه برای دیدارازخانواده های شان به ایران می روند و..همگان ازدید حاکمان به کارجاسوسی مشغول بوده اند ومستوجب زندان وشکنجه واعدام . کارگزاران شبکه های امنیتی واطلاعاتی رژیم حتا ازمنتسب کردن اسماعیل بخشی وسپیده قلیان به نیروهای خارجی درلفافه ی فعالیت برای حزب کمونیست مستقردرخارجه غافل نبوده اند.

اینگونه اتهام تراشی ها درحق کارگرانی که تنها به خاطرگرفتن حقوق معوقه ی خود ویابهبود شرایط کارومعیشت شان به اعتراض واعتصاب برخاسته اند، جنبه ی سیاسی-امنیتی دارد. امروزدیگر خود حکومتیان هم می دانند که کارگران وزحمتکشان ایران نه تنها دراین چهل سال"خزانه دارزمین " نبوده اند، که انبان کوچک زندگی شان تهی ترازهمیشه بوده است.آن ها ازخشم فروخفته ی رنجبران ایران می ترسند.

سخنان آیت الله خمینی درگرماگرم استقرارجمهوری اسلامی چیزی نبود جزدعوت ازآحادمردم ایران به تحکیم پایه های حکومت نوپای فقیهان.فریبی بزرگ که درهردوره ازانتخابات نیز به گونه ای شاهد آن بوده ایم.به آنچه درچهل سال پیش رخ داد وبه سیر رویدادهای کشوردراین چهل که نگاه می کنیم ،درمی یابیم که تسلط راست افراطی متکی به رادیکالیسم مذهبی برایران با اینگونه سخنان خمینی آغازشد وبه نام"حکومت مستضعفان" به خورد مردم ایران داده شد. این حکومت که یکی ازپیشکسوتان مکتب توده گرایی عامیانه درنیم قرن اخیربوده است،برپایه ی تزویر وفریب ودروغ برپا شدومتکی به زور وسرکوب وارعاب واستبداد برجا ماند.

اما درآن روزها اشارات زیرکانه ی خمینی درهمان خطابیه به کارگران که "..اگر کشوری روبه انحطاط برود، بازهم باشماست که روبه انحطاط می رود…" کمتر مورد توجه مخاطبان او قرارگرفت .اوهمچنین خطاب به طرفداران خود گفته بود"..ازقلت عدد نترسید..افراد ممکن است خیلی زیاد باشند،لکن درکیفیت ناقص باشند یاپوچ…"[۲]. پیروچنین باوری است که محمود احمدی نژاد رهروی ثابت قدم امام خمینی مردم ایران رادرقیام شهری سال۱۳۸۸ برعلیه دزدیده شدن آراء انتخاباتی شان"خس وخاشاک" نامید.

مبنای عملکرد دستگاه های امنیتی -قضایی جمهوری اسلامی امروزنیز دربرخورد با جنبش حق خواهانه ی کارگران ودیگراقشار زحمتکش جامعه ،جز همان سخنان مردم ستیزانه ی خمینی نیست. تفاوت دیروزوامروز اقدامات سرکوبگرانه ی رژیم درآن است که دیروز- ازفردای انقلاب - برضد اقلیت مخالف خود عمل می کرد وامروزبرضد اکثریت رویگردان ازخود. آن ها برای عقب نشاندن گروه های مختلف مردم ازموقعیت کنونی مبارزاتی شان نیازبه ایجاد جورعب ووحشت درکل جامعه دارند.اگردیروزدرپشت درهای بسته ی زندان هاهزاران زندانی سیاسی رابه دارآویختند وخواستند تا ازاقلیت مخالفان سیاسی خودزهرچشم بگیرند،امروز با صدوراحکام نجومی زندان برای هرشهروند وفعال مدنی وعلنی کردن آن احکام وجرائم به فضاسازی ترس ودهشت درمیان اکثریت مردم ایران ،اقدام می کنند.

با همه ی این تشبثات ، افرادتیزبین حکومتی ودستگاه های اطلاعاتی رژیم بعدازخیزش گروه های مختلف مردم دردی ماه ۱۳۹۶ وادامه ی آن به اشکال مختلف وبه ویژه دراعتراضات کارگری ، امکان فراروئی این مبارزات رابه خیزشی سراسری منتفی نمی بینند.

روندهای جاری در کشور نشان از تغییراتی جدی در ساختار سیاسی ایران دارد. پیش بینی چگونگی پیشرفت این روندها آسان نیست.اما آن چه نمایان است جنبش های سیاسی-اجتماعی روبه رشد در میهنمان است که هرچند گسسته و پر زیر و بم ،اما همواره در اشکال گوناگون جریان داشته است. این مبارزات در سال های اخیر با به میدان آمدن کارگران، رو به رشد و تغییرات کیفی گذاشته است. در این شرایط هیچ چیز کاراتر از تقویت این جنبش ها نیست. هر کس به فراخور امکاناتش و هر گروه و سازمان و حزب آزادیخواه وعدالت پژوهی با همه ی توانش. تنها با پیوستن به این جویبارهای جاری و پیوند دادن آن ها به همدیگراست که به رهایی مردم ایران از فقر و رنج واستبداد، یاری خواهیم رساند. سرنوشت آینده ی ایران رارشد جنبش های متشکل اعتراضی وحق خواهانه ی مردم ایران رقم خواهد زد.دراین میان تلاش برای اتحاد عمل جریانات سیاسی وفاداربه برچیدن استبداد،خشونت،تبعیض ،بهره کشی ونابرابری دردرون وبیرون ازمرزهای کشور،ضرورتی انکار ناپذیراست.

ـــــــــــــــــــــ

[۱] ازپرتال امام خمینی.
[۲] همانجا.

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد