logo





کادرها و کارهای فرهنگی کنفدراسیون

دوشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۹۸ - ۰۲ سپتامبر ۲۰۱۹

بیژن باران

bijan-baran.jpg
در 20 سال مبارزات کنفدراسیون برای آزادی زندانیان سیاسی، تبلیغ مبارزات به زبانهای غربی دفاع از جنبشهای رهایی بخش جهان، دفاع از مبارزات بضد استبداد و استعمار دانشجویان سازماندهی شدند. این سازمان کادرهای درجه یک در امور اجتماعی، انسانی، علمی، اداری ساخت. آنها در وزارتخانه ها، صفوف انقلاب بهمن 57، نهادهای جهانی در نیم قرن گذشته فعال بودند.

کنفدراسیون یک سازمان صنفی، علنی، توده ای ، دمکراتیک بود. بخاطر اختناق سیاسی درون کشور در غرب بزرگترین و قویترین سازمان دانشجویی در جهان بود. در کنفدراسیون خطوط سیاسی امکان بحث و جدل با هم یافته؛ زن و مرد حق مساوی داشتند.
مانند نیروهای دیگر نتوانست ماهیت بنیانگرایی شیعی را که از دوره ایزنهاور تا کمربند سبز برژینسکی در خاورمیانه نضج گرفته بود، پیش بینی کند. لذا در جدلهای بیحاصل سیاسی بخشی از جوشش نیروها هدر رفت.

با رشد فعاليت‌هاي كنفدراسيون، انتشار مجله‌هاي فرهنگی نیز وسعت گرفت. هر فدراسیون برای خود ارگان فرهنگی داشت. نامه پارسی ارگان فرهنگی كنفدراسيون شد. در دهه 1950 تهرانيان، شاهین فاطمي، اردلان و دانشجویان ایرانی در آمريكا "ایران نامه" را نشر کردند. در دهه 1960 نشریه "فانوس" در اروپا پخش شد. نشریات کنفدراسیون بقرار زیرند: دانشجو، 16آذر، پیمان، "نامه پارسی"، انگلیسی ایران ریپورت و رزیستانس. برخی نشریات را یک فدراسیون، برخی دیگر را کنفدراسیون نشر کردند.

فعالیتهای فرهنگی کنفدراسیون نشریات فارسی در آمریکا را کمک کرد: جهان، پر، علم و جامعه، انتشارات سیاهکل. انتشارات سیاهکل یک گروه مترجم، ویراستار، تحریرگر، چاپگر، هزینه پرداز، پخش کننده بود. آنها 30 کتاب مارکسیستی هر یک در 1000 نسخه را چاپ کردند. در واحدها، کنگره ها، جشنهای کنفدراسیون فروخته شدند. خانبابا تهرانی در فرانکفورت آنها را به کارکن مسافری هما برای فرستادن به ایران به سازمانهای چریکی می داد. آثار کلاسیک 30 گانه انتشارات سیاهکل برونمرزی در 1971-1978 بقرار زیرند:

منشاء خانواده، مالکیت خصوصی و دولت انگلس. نقش قهر در تاریخ انگلس. توسعه سرمایه داری در روسیه- 1 لنین. برگزیده آثار روزا لوکزامبورگ. فقر فلسفه مارکس. تاریخچه حزب کمونیست (بلشویک) روسیه زینوویف. برخی آثار- 1 مارکس- انگلس. زندگی، آثار و فعالیتهای مارکس و انگلس جلد 1. افشاء گریهایی در باره محاکمه کمونیستها در کلن مارکس.

در باره رهایی زنان، لنین. اتحادیه کمونیستها، چارتیستها مارکس– انگلس. انقلابهای 1848-1849 مارکس– انگلس. زندگی، آثار و فعالیتهای لنین جلد 1. زندگی، آثار و فعالیتهای مارکس و انگلس جلد 2. جنگ داخلی در فرانسه- کمون پاریس مارکس-انگلس-لنین. استعمار- ایران و چین مارکس-انگلس. برخی آثار-2 مارکس- انگلس. گزارش سیاسی کمیته مرکزی به کنگره 4م حزب کمونیست ویتنام له دوان. توسعه سرمایه داری در روسیه- 2 لنین.

جنگ داخلی در آمریکا مارکس- انگلس. در باره روسیه مارکس-انگلس. برخی آثار- 1 لنین. نقد اقتصاد سیاسی مارکس. اسناد انترناسیونال مارکس- انگلس. دستنویسهای فلسفی-اقتصادی 1844 مارکس. مردان بزرگ در تبعید مارکس- انگلس. استعمار- جلد 2 جنبش رهایی بخش هند مارکس-انگلس. زندگی، آثار و فعالیتهای لنین جلد 2. زندگی، آثار و فعالیتهای مارکس و انگلس جلد 3. برگزیده مکاتبات مارکس- انگلس.

علم و جامعه را 10 نفر هر کدام 100 دلار در 1358 تهیه، تایپ، نشر کردند. این نشریه در تهران بهار آزادی تا 20خرداد 60 تکثیر انبوه شد. آنها 3برادر، 2 برادر، س ض، داوود و 3 نفر دیگر بودند. بمرور سردبیر ناصر طهماسبی شده؛ مخارج چاپ و پست را تا 20 سال تامین کرد. نشریه تبلیغی "ایران آباد" را سازمان برنامه در دهه 1960 پخش کرد. نقد فروغ فرخزاد بر آخر شاهنامه اخوان 1342 در آن نشر شد.

ماهنامه جهان در منطقه غرب میانه از 1358 تا 1370 چاپ شد. مطالب را حامیان دانشجویان هوادار سچفخا -اقلیت در خارج کشور تهیه کردند. در انجمنهای محلی و کنگره ها پخش می شد. پر را محمود گودرزی، سجادی، بیژن نامور در چاپخانه، گرافیک، صفحه بندی در خیابان کانتیکت، روبروی زو، تهیه کردند. ماهنامه پیک پارسی را بیژن باران، سعید و بهروز در اوهایو در دهه 1980 چاپ و پخش کردند. فصلنامه ره آورد را حسن شهباز در لس آنجلس چاپ کرد؛ تا 2019 ادامه دارد. کادرهای سابق کنفدراسیون در آن می نویسند.

پس از انقلاب با 10% جمعیت ایرانی در خارج نهادهای تجاری و خبر رسانی به شبکه مهاجران باعث پیدایش نشریات تجاری و غالبا مجانی با تلفیق کار فرهنگی و کسبی پیدا شدند. هفتگی ایرانیان با 25هزار تیراژ، چاپ واشنگتن با جمعیت 200 هزار ایرانی، از 1996 را تقی مختار سردبیر است. تهران پست را ارونقی کرمانی در مریلند با آگهی های تجارتی فراوان مجانی نشر کاغذی می کند.

ایران نامه از پائيز ١٣٦١ تا زمستان ۱۳۹۴را گروهی پژوهشگر، نويسنده و صاحبنظر در واشنگتن چاپ کردند. ماهنامه روشنگر را سیامک ستوده با کمک مالی هواداران نشر کرد. پردیس ماهانه مدیر محسن میرخشتی در آتلانتا با اخبار سیاسی، آثار ادبی، شعر، علم، 4صفحه انگلیسی، صفحه آرایی دلپذیر کاغذی برای شهر و اینترنتی برای جهان نشر می شود. جواد خاکپور هفتگی ایران تایمز شبیه کیهان را دارد. هزینه آن از تک فروشی، اشتراک، آگهی های تجارتی می رسد.

خاکپور گفت: در دهه 1350 سفارت آگهی داده؛ لذا نشریه در انتقاد شدید دولت معذور بود. ولی در مقطع انقلاب صفحه ای جدید برای بازتاب نشریات سازمانهای مسلح و احزاب باز کرد. هفتگی ایرانشهر در 4 سال 1359-1363 را هوشنگ شکیبایی با کمک محمود گودرزی، حسین حبیبی، علی سجادی در واشنگتن نشر کرد. این نشریه را نخست غلامحسن باقرزاده با کمک ساعدی و شاملو در لندن نشر کرده؛ در 1358 تعطیل شد. هزینه از 1300 حق اشتراک، تکفروشی، کمک مالی مردم، از جیب شخصی هوشنگ تامین شد. پخش آن را در سراسر آمریکا سازمانهای هوادار چریکها عهده دار بودند.

کانون موسیقی مترقی را 2برادر نوازنده ویلن و سل، لاچین خواننده، ساسان پیانو، کریستینا خواننده آمریکایی، ضرب گیر، سنتور زن راه انداختند. آنها در کنسرتهای شهرهای بزرگ درآمد خوبی برای سازمان ایجاد کردند. 4نوار سرود، ترانه، قطعه موسیقی پس از انقلاب در ایران، افغانستان، دوبی در میلیونها کاست تکثیر شدند. برخی ترانه ها به گویش محلی مانند کوچک خان و دایه دایه بودند. سر اومد زمستون، توماج، رود، شقایقها، بهرنگ به فارسی بودند. فرمت آنالوگ کاست آنها به دیجیتال تبدیل شده؛ در ساوندکلاود ارایه شده اند.

کادرهای کنفدراسیون و مهاجرین پس از انقلاب بانی نهادهای فرهنگی، مدنی، هنری، در امریکا و اروپا شدند. نمونه: کانون های فرهنگی در واشنگتن از 1380، ساکرمنتو، سان دیگو، مونترال، بنیاد خویی در آتلانتا. کنکاش، بهرنگ، 100 ها نشریه دیگر در آمریکا نشر شدند. در لس آنجلس "هفته بازار" و "جوانان" از 1987 و بازچاپ در دوبی از 2005 نشر می شوند. در ترانتو هفتگی سلام، شهروند حسن زرهی، مهرگان، حیدر بابا به ترکی کاغذی و اینترنتی، در ونکور "شهرگان" هادی ابراهیمی رودبارکی اند. در آنتاریو، سیاتل، هوستون هم نشریات فارسی فراوان اند.

سایتهای خبری عصر نو، اخبار روز، گویانیوز؛ تلویزیون من و تو، اینترنشنال، اندیشه رضا گوهرزاد؛ پادکست خبرخانه با گروهی افغان؛ رادیو زمانه در هلند و همصدا در آمریکا روزانه به روز می شوند. در سوئد ماهنامه باران از 1991 و استکهلمیان، در پاریس الفبا دکتر ساعدی پس از انقلاب تا مرگ او، ایوان، آرش پرویز قلیچ خانی 1991-2014 در 110 شماره نشر شدند. سایتهای بی بی سی، فردا، دویچه وله، آر اف ای فرانسه http://fa.rfi.fr/ - اخبار، مسایل فرهنگی و هنری را روزانه پست گزاری کنند. نیز کانالهای خبری توییتر، تلگرام، اینستاگرام- خبرهای شهروندی را در ثانیه پخش می کنند.

در دوران کنفدراسیون کانونهای فرهنگی ایرانیان هم جلسات هفتگی، ماهانه، جشنها در شهر ها مانند ساکرمنتو، لس آنجلس، ویرجینیا بیچ، ایست لنسینگ داشتند. اینها هنوز ادامه دارند. در واشنگتن از 1361 کانون فرهنگی ایرانیان را محمود گودرزی، بهادر، وزیری پایه گذاشتند؛ با سخنراینها و جشنها هنوز جلسات هفتگی دارد. کنفدراسیون نهادهای جهانی پژوهشی در آمریکا در باره ایران و خاورمیانه با عضویت، نشریه، همایشهای سالانه برای ارایه جستارهای فرهنگی مانند سیرا CIRA و مسا MESA را بنیان گذاشت که هنوز ادامه دارند.

دانشجویان خارج 10% سیاسی و منقد دولت می شدند. ولی در اعتلای جنبش در ایران، مهاجران فعالتر می شوند. در کنفدراسیون استعدادهای فردی دانشجو در سخنرانی، چارهجویی، سازماندهی، فرهنگی، ارتباط، تحلیل اجتماعی شکوفا شدند. تا جایی که دولت ساقط از فعالین بچنگ افتاده آن در رده های بالای تئوریک خود عضوگیری کرد.

در ماهنامه تبلیغی دولتی 10 صفحه در رد مارکسیسم می نوشتند. ولی یک سطر در رد نظرات سحابی و شریعتی درج نمی شد. اصولا در مقابل تبلیغات مدام شیعی چون مطهری و روشنفکران درباری چون شفا، نصر، نراقی- نویسندگان مترقی مانند سلطانپور، اکبری، مومنی ممنوع القلم بودند. ماهانه "تلاش" بقطر یک سانتیمتر و عکسهای رنگی به دانشجویان خارج در دهه 1970 مجانی فرستاده می شد. این 10 صفحه پر از مغلطه، نادرستی، بی اثری بود که اعضای کنفدراسیون به آن می خندیدند.

سیروس نهاوندی در حزب توده آزاده و عدالت خواه در حرف بود. در اسارت او، عباس شهریاری، حسین یزدی، مسعود بطحایی، احمدرضا کریمی، محمد توکلی‌خواه، موسی رادمنش توبه کردند. آنها به جنبش چپ ضربه زدند. تنها نهاوندی 400 جوان را شکار و به قتل مبارزان کمک کرد. با انتقاد به "رهبری راحت طلب و مقام پرست" سازمان انـقلابی از آن‌ جدا شد. انشعابات نشانگر اند: در استبداد مطلقه انتقاد و کار سیاسی نمی توان کرد- نمونه امروزی عربستان.

او اهل مطالعه بود؛ برخی آثار مارکس را به آلمانی خوانده بود. او با انگلیسی و فرانسه هم آشنا بود. پس از دستگیری دچار دگردیسی شد و در ساواک به ثابتی و عضدی خدمت کرد. از تواب شدن مبارزان همت گماشت. گویا در تقاص از چپها تا فرارش از ایران در انقلاب از ته دل خدمت کرد. خواهرش سیمین هم گیر افتاد و زندان شد. سیروس نهاوندی، اسب تراوای ساواک http://www.hamneshinbahar.net/article
https://www.youtube.com

در 20 سال مبارزه کنفدراسیون، سالی متوسط 1500 عضو، 30000 کادرهای سیاسی ساخته شد. در حالیکه در انقلاب 3000 زندانی سیاسی آزاد شدند. این 2 رقم بیانگر سختی مبارزه در استبداد مطلقه اند. فعالین کنفدراسیون کادرهای مبرز دولتی، دانشگاهی، صنعتی، سیاسی، فرهنگی، امنیتی شدند. بطوری که کادرهای تئوریک ساواک از کنفدراسیون عضوگیری شدند نه از دانشگاههای ایران- نیکخواه، لاشایی، عاصمی. آنها در ایران واقعیات را دریافته کار دولتی گرفتند. بسیاری از کادرها، دبیران، نامآوران کنفدراسیون از شهر و کشور های غربی در زیر آمده اند. آنها در ادارات، دانشگاهها، دفاتر فنی مفید شدند.

لندن: منوچهر ثابتيان، حمید عنايت، محامدي، ژيلا سياسي، حسن رسولي، مهرداد بهار، پرویز اوصيا، عبدالصمد تقی زاده، حسن جداری، حسن صفوي، جمشيد انور، همایون كاتوزيان، محسن رضواني، خسرو شاكري، پرویز نيكخواه، منصور سادات‌پور كاشاني، منصوري، منوچهر گنجي - رئیس دانشكده حقوق دانشگاه تهران، وزیر آموزش و پرورش، رئيس شوراي سلطنت‌طلبان، باقرزاده ناشر ایرانشهر.

در لندن "پژوهش" را امير طاهري و حميد عنايت نشر ‌کردند. اوصيا، شيروانلو، ثابتيان و مهرداد بهار با آن همكاري ‌كردند. امير طاهري- در ایران سردبير كيهان شد. فيروز شيروانلو در آنجا مجله پيمان را نشر کرد. او در ایران در تیر اندازي كاخ مرمر به شاه دستگير شد. در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان کار ‌كرد. گویا در خانه فروغ فرخزاد نیکخواه چند روز مخفی شد.

آمریکا: شماری دبیر و فعال از حافظه در زیر آمده: فرج‌الله اردلان، برزگر، مجيد تهرانيان، علي‌محمد فاطمي، فرخ تمامي، احمد اشرف، حسن لباسچي، محمد نخشب، صادق قطب‌زاده -عضو شوراي انقلاب، رئيس راديو تلويزيون، وزير امور خارجه ايران، اعدام شد. حمید زنگنه، حمید حسینی، نویسنده خرده امپریالیسم، رضا قریشی، شهین نراقی- دبیر تشکیلات، ژاله پیرنظر، سوسن صفر زاده- دبیر فرهنگی، فیروز پژمان، فرخ برزین، کامبیز و محسن قائمقام، فرشید نابت، سعید ضرابیان، پرویز آذریون، وحید و فرید سریع القلم، پرویز شوکت، عباس برخوردار، احمد علوی، فرامرز وزیری، ابوتراب ابوترابی، عزیز صفایی، احمد شایگان، نادر زعیم، فریدون دولت آبادی، ضیا، محمد امینی، بابک زهرایی، ولی و مجید سیادت، ول مقدم، محمد اقتداری، یونس پارسا بناب، مهدی ناظر، سیروس بینا، سروش، لاچین، مهرداد، بهزاد، بیژن باران، ایرج دفتریان، محمد و فرخ داور، نادر اسکویی، احمد تقوایی، مهدی ادهم، ناصر طهماسبی، مسعود و منصور اسدی، عباس میلانی، آذر نفیسی، ابرام توکل، فرهاد پرتوی، عباس برخوردار، کاظم و هاشم کردوانی، علی آتش، همایون، محمد و احمد کارگری، کاوه، اردشیر عمانی، جمشید احدی، رحیم باجغلی، حمید زنگنه، مهرداد مشایخی، زواره ای، رضا قریشی. چنگیزی فعال سیاسی در مونت رئال و ترانتو بود.

اطریش: نخستين انجمن دانشجويان ايراني در 1957 در وين تشكيل شد. علي گوشه، كاميار خليلي، چنگيز پهلوان، لازاربيت يونان، رحيم احمدي، همايون فرازي، ابوالحسن احساني، م ع امير افضلي، نادر پورمجيب، صمد ليقواني، حسن نظري، محمد عطري، كيومرث زرشناس، هرمز خيامي، جابر كليبي، عطا حسن آقايي كشكولي، هوشنگ سميعي - استاندار مازندران شد، رضا قاضی مقدم، حشمت الله خضوعی، کیوان فرسودی، اسدالله طباطبائی، نعمت الله البرز، حشمت الله نیکخواه، سیروس گلشاهی، رحیم صادق الوعد، سیاوش مساعد، عباس عصار، داود صیامی، هوشنگ و احمد مدنی، علی طیبی، حسن پناهی، سیاوش پولادی، داریوش مطلوبی، ایرج فرشچیان، احمد ساعی، بیژن افتخاری، علی گوشه، کامبیز روستا، کوروش افطسی، کورس حاجی وزیری، محمد چکشیان، بهرام نیکو، اسماعیل هاشمی، سعیدی، جواد شیشه بر، سیاوش مساعد. همانجا.

فرانسه: حسن قاضي، پري و ويدا حاجبي، منوچهر هزارخاني، هما ناطق، امير پيشداد، ناصر پاكدامن، حسين نظري، شهرآشوب اميرشاهي، مستوفي، رزم‌آرا، براتعلي راستين، حسين ملك، مولود خانلري، علی شریعتی، محمد مکری، مهدی عسکری، پرویز امین، پرویز ورجاوند، محمود صور اسرافیل، ابوالحسن بنی صدر، صادق قطب زاده، کیومرث راستین. انجمن دانشجويان ايراني در پاريس از فعالين حزب توده، نيروي سوم، حزب ايران و جبهه ملي بود. اين انجمن نامه‌ پارسي را با دبیری ناصر پاكدامن و امير پيشداد نشر كرد. خسرو شاکری با انتشارات مزدک اسناد جنبش جنگل، چپ و کارگری، آثار آواتیس میکاییلیان/ سلطانزاده، شعاعیان، اسناد سوسیال دموکراسی ایران را در خارج و در بهار آزادی در ایران نشر کرد. همانجا.

سویس: علی شاکری، ناصر فخرسلطانی، رضا رضوی، فتحعلی نقاشان، پرويز چمني، بيژن حكمت، آل ياسين، ايرج خدوي، سلطاني، فيروز توفيق - رئيس مؤسسه تحقيقات اجتماعي، در كابينه آموزگار وزير مسكن.

دانشجويان ايراني در آلمان برلن غربي در دهه 1960 نسبت به كشورهاي اروپا و آمريكا بيشتر بودند. پس شمار بيشتر فعالين كنفدراسيون در آلمان غربي ساكن بودند. در 1961 در بوئين ‌زهرا زلزله شديدي خسارات جاني و مالي فراواني ببار آورد. هيئت پزشگی زیر به ایران رفت: كورش لاشايي، ضيا مشيدي، وهاب اكبريه، جلال شبيري، محمود كاظمي، علي راسخ افشار،‌ امير مرتضوي، دكتر كاوه،‌ صمد گلستان، مشيري، گرجاني، معيري، مهرپويان و ثابتيان.

آلمان: شاپور رواسانی، علی امین، حسین مصراوغلی، عباسعلی گرامی منش، احمد مهراد، فرخ مجلسی، بهرام دهقان، حمید مهیمن، جمال ادیب، محمود و علی راسخ افشار، مهران براتی، کیوان زرین کفش، ع کارگشا، کریم دستمالچی، حسن اسلامی، اردشیر هوشی، احمد هاشمی، سیاوش زهری، صادق و محسن مسرت، فرامرز بیانی، ناصر و علی و مرتضی شیرازی، قضات، شفتی، حسین پناهنده، اصغر تفنگ ساز، نصرت و چنگیز حاجی باشی، صارم اصلانی، ابوالقاسم فروزان، پرویز داورپناه، ناصر ونکی، اسدالله یاوری، جلال عجایبی، جلال شادمان، اسماعیل شبان، صادق بنی صدر، ناصر و احمد طهماسبی، ناصر کنعانی، رضا امیدوار، منوچهر حامدی، کاظم انصاری، محسن فرجاد، منصور سحرخیز، فیروز هادوی، اسدالله گودرزی، جلال ابوالهدی، علی خمسه، کیوان آذری، ابوالقاسم پاکدامن، حسین حائری زاده، هوشنگ شهنواز، عزیز جهانشاهی، علی یمنی، حسن کیان زاد، محمود بینا، حسین هاشمی، ایرج ابراهمیی، بهمن فرحبخش، حسین و عباس پورخصالیان، عبدالحسین بهروان، اسدالله کوه کلانی، پرویز اطمینان، حسن آقائی، حسین سادات گوشه، منوچهر صالحی، جعفر صدیق، افضل، افضلی، ابوالفضل فاطمی، حسین رضائی- به ایران رفته به زندان افتاد، بهرام راستین، ناصر بیگدلی، احمد ارباب، صفی، اردلان، کریم بهادری، فارسیمدان، ح نعمتی، صفائی، منصور بیات زاده، محمود مشایخی، هوشنگ توكلي، منوچهر آشتياني، محمد حسني، منوچر بوذري، احمد دانش، ر حمزه‌اي، رضا حجره، علي شيرازي، منوچهر حامدي، پرويز مشگ‌ريز، فريدون هژيري، بهمن نيرومند، مجيد زربخش، مجيد بيات، هادي بلوري، حسن پناهنده، ناصر شريفي، كورش لاشايي، شجاع صدري، حسن ماسالي، ع گرامي‌منش، حيدر رقابي یا هاله-شاعر مرا ببوس، به آمریکا رفت؛ در انقلاب به ایران رفت، محمدرضا اعلم، شفيع دهداريان، كيوان زرين كفش، س پارسانژاد، محمد جاسمي، اكبر مرتضوي، نويد مكي‌نژاد، هوشنگ ثرياپور، هادي روح‌الامين، مهدي آريان، سعيد جهانگير، اسدالله تيورچي، محمد فريور، فيروز فولادي، امير فرخ‌زاد، وهاب اكبريه، علي امين، داريوش شيرواني، جلال شبيري، جعفر صديق، بهرام راستين، علي سعادتي، سعيد عنايتي، محمود گودرزي- به آمریکا رفت و پر را نشر کرد، ايرج بيگلري، بيژن قديمي، اسماعيل تاري‌قلي محمدي، پرويز ظفري، علي بلورچي، افلاطون تيكراني، عباس صداقه‌اي حشمت، حسين حاتم، باقر مرتضوی با کتاب حلقه گمشده سیروس نهاوندی. http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=36615
*
سپاس برای منابع و داده ها از: کامبیز قائمقام، محمد اقتداری، حسن ماسالی، مهدی ادهم، رحیم باجغلی. این جستار متکی بر حافظه نویسنده، یادداشتهای انجمن، اسناد کنگره 20 و 22 آمریکا، جستجوگر گوگل، پیام فیسبوکی رفقا می باشد که باید در ویراست بعدی تصحیح و کامل شود.

منابع. ‏2019‏/08‏/24
منصور بیات زاده – کنفدراسیون، جنبش دانشجوئی بخش 1-4.
کنفدراسیون دانشجویان ایرانی، اسفند 2535/ 1355 دکتر ملک زاده میلانی-ساواک.
جزوه عفو بین الملل در باره ایران، چاپ لندن، دسامبر 1976.
ف. م. جوان، حزب توده، چریکهای خلق چه می گویند؟ شهریور 1351، انتشارات ارانی، چاپخانه زالتس لاند. او نوشت: چریکها در آنارشیسم و تروریسم اند. http://www.cisnu.org/?p=278
https://www.facebook.com/cisnu.org/
افشین متین عسگری. کنفدراسیون، تاریخ جنبش دانشجویان ایرانی در خارج از کشور ۵۷–۱۳۳۲. ترجمهٔ ارسطو آذری. چاپ دوم. موسسه نشر و پژوهش شیرازه، ۱۳۷۸
لایروبی طویله اوژیاس-جایگاه واقعی حزب رنجبران بر اساس اسناد تاریخی http://azadi-b.com/J/file/j.kalibi.renjberan.pdf
نشانی محل کنگره های کنفدراسیون:Haus der Jugend * Deutschherrnufer 12 * 60594 Frankfurt
نامهای خاص نشریات در گیومه آمده اند.

ISA Iranian Students Association اتحادیه دانشجویان ایرانی
CIS Confederation Iranian Students کنفدراسیون دانشجویان ایرانی
CIRA Center for Iranian Research and Analysis اقتداری، مهرداد مشایخی، ناصر طهماسبی، زواره ای، تام ریکس بنیانگزار بودند. پس از چند سال گرداننده آن هوشنگ امیر احمدی شد.
MESA Middle East Studies Association کارشناسان جهانی ریچارد فرای و محسن مهدی بنیانگزاران ش بودند.

رابطه کنشگری و پژوهشگری در مبارزه سیاسی باید بررسی شود. این رابطه را در تاثیر اجتماعی حمید اشرف چریک و احمد اشرف پرفسور می توان بررسی کرد. گاهی در یک فرد کنشگری و پژوهشگری تراز است مانند سلطانپور که 2 نوع مخاطب دارند: مبارزان میدانی فوری و تحلیگران آگاه برای آمور اجتماعی. فرهنگ ایرانی- شامل افغانها هم می شود- از فرهنگ سوئدی قرنی عقبتر است. علل اختلاف این 2 فرهنگ نیاز به بررسی دارد.

البته سکه فرهنگ ایرانی 2 رو دارد: مراد و مرید که مراد را به عرش اعلا می برد؛ غلو، شکسته نفسی و تعارف می کند. مراد که در توهم خود شیفتگی غوطه می خورد. بهرجهت بقول همینگوی در مرد پیر و دریا: باید دید که با این چاقو شکسته چه می توان کرد؟ می توان گفت که باید پوست کلفت بود؛ ولی از نظر عاطفی تحمل آن مشکل است. تاثیر کنشگری روی حافظه عموم است؛ تاثیر نشر روی حافظه خاص در کوتاه مدت.

این 2الگو را زندگی تختی با تاثیر بر شجاعت عام و هدایت با نقد تیز اجتماعی نشان دادند. یا حتی در اساطیر هم دیده می شود: کاوه و خود فردوسی در حافظه عموم نه شاعر ادبی. کاوه آغازگر راه مزدک، بابک، تختی، حمید اشرف شد؛ فردوسی در انسانگرایی برای ساعدی، صمد، سعید، شاملو، سیمین- سرمشق شد. او گفت: میازار موری که دانه کش است/ که جان دارد و جان شیرین خوش است. هر 2 الگوی آگاهی و شجاعت در فرهنگ مهم اند زیرا مخاطبان متفاوت دارند.



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد