logo





در خیابان ادوارد براون چه می‌گذرد

شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۸ - ۰۳ اوت ۲۰۱۹

س. حمیدی

در دو سوی شرقی و غربی خیابان ادوارد براون دو عدد فان فلزی زباله جانمایی کرده‌اند. مردم عادی بنا به توصیه‌ی مدیران شهرداری تهران از بام تا شام زباله‌های تر و خشک خود را درون همین فان‌ها می‌ریزند. آنوقت شیرابه‌های زباله‌ی تر تا چندین متر فضای عمومی خیابان را در بر می‌گیرد. توضیح اینکه در کف این مخزن‌های فلزی سوراخ‌هایی تعبیه کرده‌اند تا شست و شوی آن‌ها آسان گردد. اما شست و شوی مخزن زباله، آن هم در تهرانِ جمهوری اسلامی، از حد تعارفی خودمانی پا بیرون نمی‌گذارد. موش‌ها نیز از سوراخ‌های کف مخزن به درون زباله‌ها راه می‌یابند تا خیلی راحت غذای دل‌خواه خود را در فضای آن بیابند. اما این فقط موش‌ها نیستند که جیره‌ی روزانه‌ی خود را از آشغال‌های زباله‌دانی می‌جویند بل‌که کودکان کف خیابان و بی‌خانمان‌های شهری نیز چنین کارکردی از مخزن‌های زباله را مغتنم می‌شمارند. خلاصه‌ی کلام زباله‌دانی‌ها در تهران خوراک روزانه‌ی بسیاری از شهروندان تهرانی را تضمین نموده‌اند.



توضیح اینکه درازای خیابان ادوارد براون از صد و بیست متر فراتر نمی‌رود. این خیابان به دلیل کوتاهی خود در گمنامی به سر می‌برد. ولی به گمان مدیران فرهنگی جمهوری اسلامی جانمایی آن در همسایگی غربی دانشگاه تهران می‌تواند اعتباری را با خود برای ادوارد براون به همراه بیاورد. هرچند کارگزاران فرهنگی "اعلاحضرت همایونی" چنین نامی را بر سینه‌ی دیوار این خیابان نشاندند ولی بعدها جمهوری اسلامی چندان هم مخالفتی با این نامگذاری به عمل نیاورد. چنانکه امروزه نیز بیش از هر گذر و خیابانی از آسیب‌های زباله‌های خود رنج می‌برد.

بافت تجاری خیابان ادوارد براون شرایطی را فراهم می‌بیند که زباله‌های بیش‌تری را در مخزن‌هایش بریزند. ولی این مخزن‌ها در طول روز فقط یک‌بار تخلیه می‌شوند. آنوقت زباله‌ها حتا در پیرامون مخزن‌ها نیز تلنبار می‌گردند. سپس گروه‌هایی از کودکان زباله‌گرد از راه می‌رسند تا بخش‌هایی از آن‌ها را تفکیک کنند و در گونی‌های بزرگ خود بریزند. کارتون‌، کاغذ، ضایعات چوب، شیشه و مواد پلاستیکی در همان گونی‌های ویژه تفکیک می‌گردند تا سرآخر همه را به فروش برسانند. همراه با این ترفند، پیداست که مخزن‌های زباله تنها غذای این کودکان را تأمین نمی‌کنند بل‌که برایشان کاری پررونق نیز آفریده‌اند. جدای از این محتویات مخزن، تأمین غذای روزانه‌ی گربه‌های ولگرد را هم تضمین می‌کند. گفتنی است که در تهران جمهوری اسلامی آموزش‌های زیست محیطی یا زیست شهری چندان جایگاهی ندارند. چنانکه مدیران شهری نیز در همراهی با مدیران ارشد حکومت از این ناآگاهی توده‌های عادی مردم به نفع خواست‌های نامردمی خود سود می‌برند.

خیابان ادوارد براون بخشی از طرح توسعه‌ی دانشگاه تهران شمرده می‌شود. این طرح پهنه‌ای از خیابان وصال شیرازی تا خیابان کارگر را در بر می گیرد. شمال و جنوب طرح را هم از شمال با بلوار کشاورز و از جنوب با خیابان انقلاب نشانه گذاشته‌اند. همه ساله قسمتی از املاک این طرح از سوی دانشگاه، آزاد می‌گردد. ولی املاک آزاد شده را از نو به نهادهایی خودمانی حاکمیت می‌سپارند. تابلوهایی از نوع دفتر بسیج، دفتر استادان جانباز و ایثارگر، خواهران زینب، دختران فاطمه، انجمن اسلامی دانشجویان و استادان در فضای همین املاک آزاد شده کم نیستند. با این رویکرد پیداست که روزی و روزگاری دوباره باید از این املاک آزادسازی به عمل آید. در ضمن بسیاری از پلاک‌های خیابان ادوارد براون را هم با تابلوهایی از این نوع نشانه کرده‌اند.

با این همه، در دو سوی شمالی و جنوبی خیابان ادوارد براون املاکی به چشم می‌آیند که از آزادسازی برای طرح توسعه‌ی دانشگاه جا مانده‌اند. دو پلاک از این املاک را، مالکان آن به "کافه‌کتاب" تبدیل کرده‌اند. مالکان این پلاک‌ها انتظار دارند که به دلیل همسایگی با دانشگاه تهران بتوانند به کسب خود رونق ببخشند. اما مشتریان دانشجوی این کافه‌کتاب‌ها، طبیعت‌شان با نوشیدنی و خوردنی بیش‌تر سازگارتر می‌نماید تا کتاب. دختران و پسران دانشجو به طبع در همین فضای کافه‌کتاب نوشیدنی را بهانه می‌گذارند تا به گپ و گفتی صمیمانه با هم دل خوش کنند.

در گوشه‌ای از ضلع غربی خیابان ادوراد براون چند ماهی است که دستفروشی به دور از چشم مأموران حکومت کتاب‌های خود را به فروش می‌رساند. کتاب‌های ممنوع و یا چاپ خارج از کشور را به راحتی می‌توان در بساط او یافت. بساط‌هایی از این دست بر موضوعی تأکید می‌ورزند که علی‌رغم فرافکنی فرهنگی جمهوری اسلامی، اشتیاق به کتاب‌خوانی هنوز هم در ایران ته نکشیده است.



در ضلع جنوب غربی خیابان پهنه‌ای به وسعت بیش از پانصد متر مربع از املاک را آزاد کرده‌اند تا از آن به عنوان پارکینگ اختصاصی دانشگاهیان استفاده به عمل آید. کیوسکی هم بر سردر آن برای استقرار نگهبانان و مأموران حراست نصب نموده‌اند. آنوقت دانشگاه وظیفه‌ی اصلی خود را وامی‌گذارد تا برای نگهبانی از اتومبیل کارکنان خود کسانی را استخدام نماید. به عبارتی روشن‌تر مثل هر جایی از کشور فقط نان‌خور اضافه می‌کنند بدون اینکه از این همه نیروی انسانی، خروجی و بازخوردی در میان باشد. در بسیاری از ساختمان‌های آزاد شده نیز گروه‌هایی از کارمندان بدون هیچ عملکرد مفیدی تلنبار می‌شوند. رفتارهایی از این نوع بهانه قرار می‌گیرد تا اشتیاق افراد بیش‌تری را جهت نشستن بر کرسی‌های مدیر کلی برانگیزند.

خیابان ادوارد براون به دلیل آلودگی عمومی خود از تولید مگس، سوسک، موش و حتا گربه‌های خیابانی و ولگرد چیزی برای شهرداری تهران کم نمی‌گذارد. با این همه معاونت بهداری و پیشگیری نیروی انتظامی را در ساختمانی چند طبقه از همین خیابان مستقر نموده‌اند. ولی تا کنون از کسی شنیده نشده که آنان از استقرار خود در این فضای آلوده گله‌مند باشند. چون از پزشکان آن کسی به علت پیدایی بیماری نمی‌اندیشد و همگی در الگویی از ساختار قدیمی حکومت، فقط به درمان بیماری مراجعان خود قناعت می‌ورزند.

پیاده‌روی یک متری و تنگ و باریک خیابان ادوارد براون شرایطی را به وجود می‌آورد تا رهگذران از کف سواره‌روی خیابان برای آمد و شد استفاده کنند. اکثر خیابان‌های تهران را با چنین دیدگاهی طراحی کرده‌اند. به عبارتی دیگر خیابان‌ها یا پیاده‌رو ندارند و یا اینکه پیاده‌روهای تنگ و باریک نمی‌توانند در آمد و شد رهگذران تسهیلگری لازم به عمل آورند. رونق کار بسازبفروشی و تراکم فروشی آزادانه‌ی مدیران شهرداری به وجاهت نامردمی چنین دیدگاهی یاری می‌رساند.

همچنین در خیابان ادوراد براون مناسب‌سازی گذرها برای معلولان و افراد کم توان رنگ می‌بازد. چاله‌ها و سطح نامتوازن خیابان زمینه‌های کافی فراهم می‌بیند تا افراد کم‌توان یا کهن‌سال از آمد و شد در فضای آن جا بمانند. در عین حال بنا به عرفی همگانی موتورسیکلت‌ها از فضای تنگ و باریک پیاده‌رو برای تسریع در رفت و آمد خود سود می‌برد. رفتارهایی از این نوع در شهر تهران به صورت عرف درآمده است و شهرداری و پلیس راهنمایی با سکوت خود به ترویج آن یاری می‌رسانند.

سوای از این، در خیابان ادوراد براون رُفت و روب خیابان نیز چندان وجاهتی ندارد. چنانکه جدای از فان‌های کثیف و متعفن، توده‌هایی از اشغال در هر گوشه‌ای از خیابان رها شده‌اند. آنوقت زباله‌های تر در هوای گرم و دم کرده‌ی تابستان مشام رهگذران خود را آزار می‌دهد. اما شهرداری تهران در الگویی از مدیران ارشد حکومت، شهروندان تهرانی را به پذیرش چنین مناظری عادت داده است. چون مدیران شهری تهران آلودگی بصری را در جایی از فضای شهر به حساب نمی‌آورند.

خیابان ادوارد براون برای سنجش حال و روز تهران امروزی میزان و سنجه‌ای مناسب خواهد بود. چون در فضای صد و بیست متری آن همه چیز از گندیدگی گرفته تا آلودگی بصری یافت می‌شود. از سویی عده‌ای هم تلاش می‌ورزد تا شهر را از این همه گندیدگی و آلودگی بصری نجات ببخشند. آنوقت حکومت به منظور سوداگری سیاسی خود، بزرگراه‌های هشت کیلومتری تهران را به نام افرادی از خانواده‌ی صدر یا حکیم نام می‌گذارد تا خیابان‌هایی از نوع ادوارد براون در کثافت و آلودگی خود گمنام باقی بمانند. آیا آرزوهای جمهوری اسلامی در این خصوص دوام خواهد آورد؟ پاسخ به آن به فردایی از تاریخ موکول می‌گردد.


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد