logo





پیام‌های احزاب و شخصیت‌های ایرانی
به نخستین کنگره‌ی حزب چپ ایران‌(فدائیان خلق)

جمعه ۲۸ تير ۱۳۹۸ - ۱۹ ژوييه ۲۰۱۹



در جریان تدارک نخستین کنگره‌ی حزب چپ ایران فدائیان خلق ایران از احزاب و شخصیت های ایرانی نیز دعوت به عمل آمده بود که در کنگره مشارکت نمایند. نمایندگان اکثر احزابی که دعوت شده بودند در کنگره حضور داشتند. در زیر بخشی از پیام‌های رسیده به کنگره منتشر می‌شود.

********

پیام کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران به نخستین کنگرۀ حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

به رفقای نماینده کنگره حزب چپ ایران
(فدائیان خلق)

رفقای عزیز

کمیته مرکزی حزب تودهٔ ایران برگزاری نخستین کنگرهٔ حزب چپ ایران (فدائیان خلق) را در شرایط بسیار حساس کنونی تاریخ ایران شادباش می‌گوید، و موفقیت شما را در مبارزه برای تحقق صلح، آزادی، دموکراسی، و عدالت اجتماعی در میهمنان ایران آرزومند است. ما امیدواریم که کنگره شما در بررسی و تدقیق و تصویب مدارک و اسناد پایه‌یی حزب نوبنیادتان موفق باشد و گامی باشد در راه شکل‌گیری همکاری و اتحاد عمل نیروهای ملی و دموکراتیک و به‌ویژه نیروهای چپ ایران در مسیرِ مبارزهٔ مردم ایران بر ضد رژیم استبدادیِ ولایت فقیه و حرکت به سوی تحقق دگرگونی‌های بنیادین، دموکراتیک و پایدار در ایران.

رفقای گرامی!

نخستین کنگره حزب شما در شرایطی برگزار می‌شود که اکثر کشورهای بزرگ سرمایه‌داری جهان هنوز درگیر پیامدهای بحران عمیقِ ساختاری‌ای ‌اند که بیش از یک دهه پیش آغاز شد. گرچه برخی از کشورهای سرمایه‌داری پیشرفته در آمریکای شمالی و اروپا توانسته‌اند با بهره‌گیری از سازوکارهای موجود در نظام تجاری و مالی سرمایه‌داری جهانی و به‌ویژه از راه کاهش مالیات‌های شرکت‌های بزرگ و انتقال بخشی از بار بحران به به کشورهای جنوب اروپا، اروپای شرقی، آمریکای لاتین، و آفریقا اقتصادهای خود را به طور موقت از تهدید رکود مزمن برهانند و درصد نازلی رشد اقتصادی داشته باشند، اما پیامدهای اجتماعی آن بحران بزرگ هنوز ادامه دارد. در یک دههٔ‌ گذشته، تحمیل اقتصاد ریاضتی به زحمتکشان منجر به ‌گسترشِ هرچه بیشتر اشتغال ناپایدار و موقت و پراکنده‌کاری، تشدید محرومیت‌های اجتماعی، محدود شدن حقوق دموکراتیک، و افزایش تنگدستی و تیره‌روزیِ شمار زیادی از مردم جهان شده است.

قدرت‌های امپریالیستی عضو پیمان نظامی ناتو زیر رهبری عملی آمریکا، نظامیگری و اقدام‌های تهاجمی خود را افزایش داده‌اند و شرایط به گونه‌ای شده است که امکان وقوع جنگ از آمریکای لاتین گرفته تا خاورمیانه و شرق دور افزایش یافته است. آثار و پیامدهای ویرانگر تحمیل 4 دهه برنامه‌های اقصادی نولیبرالی و دامن زدن به احساسات ناسیونالیستی کور و خارجی‌ستیزی در کشورهایی نظیر آمریکا، انگلستان، فرانسه، آلمان، و ایتالیا، فشارهای فزاینده خطرناکی را بر جنبش‌های دموکراتیک مردم در سراسر جهان وارد کرده است.

در چنین شرایطی، نیروهای مردمی، چپ، و رادیکالی که در همهٔ‌ قاره‌های جهان برای تغییرهای بنیادی در شرایط اقتصادی-اجتماعی مبارزه می‌کنند، همفکری و مشورت و چاره‌اندیشی برای ایجاد جبهه‌های متحد مردمی و ترقی‌خواه بر اساس نقاط مشترک را به صورتی جدّی پیش می‌برند. منطقهٔ خاورمیانه در دهه‌های اخیر، به دلیلِ سیاست‌های ماجراجویانه و ویرانگر امپریالیسم و به‌ویژه امپریالیسم آمریکا، به تناوب در معرض جنگ و نظامیگری و اشغال و درگیری بوده است. حاکم شدنِ جَوّ جنگ، ترور، و برخورد‌های مذهبی، فرقه‌یی، و قومی بر زندگیِ اقتصادی، سیاسی، و اجتماعیِ مردم شماری از کشورهای منطقه، از جمله عراق، سوریه، لیبی، یمن، الجزایر، و افغانستان، زندگی این مردم را در وضعیت اسفناکی قرار داده است؛ وضعیتی که برآمدِ آن، پَسرفتِ آشکار و فاجعه‌بار در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی، و نابودیِ توانِ ملّی و حاکمیتِ ملی آنها بوده است. ایران نیز به دلیل ترکیبی از سیاست‌های خشن دولت کنونی آمریکا و متحدان آن در اسرائیل و عربستان سعودی و امارات متحد عربی از سویی، و و سیاست‌های نابخردانۀ سران رژیم ولایی ایران، از جمله سیاست صدور"انقلاب اسلامی"، در وضعیت دشوار و تهدید کننده‌ای قرار گرفته است.

در پی روی کار آمدن دولت نوفاشیستی دونالد ترامپ در آمریکا، متحدان منطقه‌يی این کشور، از جمله حکومت‌های عربستان سعودی، مصر، و اسرائیل با آزادی عمل بی‌سابقه‌ای در تحول‌های منطقه به سود سیاست‌های برتری‌جویانه و نظامی‌گرایانهٔ امپریالیستی فعال شده‌اند. حاکمیت ملی کشورها و قوانین بین‌المللی پیوسته و به طور گسترده‌ای مورد تعدی و تخطی آمریکا و متحدان منطقه‌یی آن قرار می‌گیرد. ارتش عربستان سعودی بی‌هیچ ملاحظه‌ای یمن را به خاک و خون می‌کشد، اسرائیل بلندی‌های جولان را رسماً ضمیمهٔ خاک خود می‌کند، با دهن‌کجی به سازمان ملل متحد و قطعنامه‌های شورای امنیت و قوانین بین‌المللی اورشلیم را پایتخت خود اعلام می‌کند، و حق طبیعی و به لحاظ بین‌المللی به رسمیت شناخته شدهٔ مردم فلسطین را مردود اعلام می‌کند. همهٔ اینها پیامدهای موازنهٔ نامساعد قدرت در شرایط کنونی در خاورمیانه به سود امپریالیسم و ارتجاع منطقه‌یی است.

رفقای گرامی!

طی سه دههٔ گذشته، برنامه‌های کلان رژیم ولایی ایران از راه به‌اصطلاح تعدیل‌های اقتصادی بر اساس الگوی نولیبرالی، پیوسته اقتصاد سیاسی کشور را به سود لایه‌های فوقانی بورژوازی و با هدف فراهم آوردن شرایط برای انباشت سرمایه‌های خصوصی و شبه‌خصوصی شکل داده است. در این اقتصاد سیاسی و زیر سایهٔ حاکمیت ولایت فقیه، منافع اکثریت مردم، یعنی زحمتکشان مزدبگیر و حقوق‌بگیر به یغما رفته است.

به دلیل اجرای سیاست‌های نولیبرالی سرمایه‌داری در شرایط ویژهٔ کشورمان، اکثر طبقات و اقشار مردمی و ملّی، از کارگران و دهقانان گرفته تا خرده‌بورژوازی و بورژوازی متوسط و بورژوازی ملّی، زیر فشار کمرشکنی قرار دارند. فقر شدید در سراسر کشور گسترش یافته است و فساد و رانت‌خواری به مسئله‌ای مزمن تبدیل شده است. تورّم، سقوط ارزش پول ملّی، ورشکستگی بسیاری از واحدهای تولیدی کشور، بیکاری فزاینده، و ظلم بی‌سابقهٔ حکومتگران، در مجموع اقتصاد کشور را در آستانه فروپاشی و سقوط کامل قرار داده و شرایطی در آستانهٔ انفجار را در کشور پدید آورده است. در ایرانِ تحت حاکمیت رژیم ولایی، کارگران، زنان، جوانان، فرهنگیان، دانشجویان، اقلیت‌های ملّی و مذهبی، نویسندگان و هنرمندان، کوشندگان حقوق بشر و حفظ محیط زیست از حقوق اولیهٔ خود محروم‌اند و با برگماری جنایتکارانی همچون رئیسی بر مسند ریاست قوۀ قضاییهٔ کشور، مجموعهٔ حاکمیت خود را برای تشدید جوّ سرکوب و خفقان برای مقابله با رشد نارضایتی مردم آماده می کند.

نمایندگان گرامی نخستین کنگرهٔ حزب چپ ایران،

از ابتدای سال جاری، دامنهٔ تنش‌های خطرناک در منطقهٔ خلیج فارس و خاورمیانه بالا گرفته و خطر درگیری نظامی به طور جدّی کشورمان را تهدید می‌کند. عامل عمده در تشدید چنین شرایطی، سیاست‌های سلطه‌جویانه و تجاوزکارانهٔ دولت ترامپ، از جمله خروج آمریکا در اردیبهشت 1397 از توافق‌نامه بین‌المللی برجام است که به تصویب شورای امنیت سازمان ملل متحد هم رسیده بود. این حرکت ماجراجویانه و به‌شدت غیرمسئولانهٔ ترامپ، در راستای خواست‌های دولت ارتجاعی عربستان سعودی و دولت نژادپرست اسرائیل بود که خواهان برخورد نظامی با ایران و تبدیل کردن ایران به سوریه‌ای دیگر بودند.

میهن ما به دلیل عملکرد دیکتاتوری ولایی و دولت نوفاشیستی ترامپ، در مسیری بس پُرخطر قرار گرفته است. در این مسیر، امنیت کشور و زندگی مردم با تهدیدهایی جدی روبروست. تنها وسیلهٔ نجات ایران از این وضعیت ناگوار و خطرناک، ایجاد تغییرهای بنیادی برای گذار از دیکتاتوری و برپایی حاکمیتی مردمی و دموکراتیک است. در این روند، شکل‌گیری جبهه‌ای ضددیکتاتوری با شعار صلح، دموکراسی، و عدالت اجتماعی، می‌تواند با تغییر دادن توازن نیروها به سود جنبش مردمی در داخل کشور،‌ دیکتاتوری حاکم را به ‌عقب‌نشینی وادارد و به حذف حاکمیت مطلق ولایت فقیه و گذار به حاکمیتی ملّی و دموکراتیک یاری رساند. چنین جبهه‌ای می‌تواند به منزلهٔ نیرویی ملی در دفاع از صلح و حاکمیت ملی، راه‌های دست‌اندازی دولت راست افراطی ترامپ را بر میهن ما مسدود کند. حزب تودهٔ ایران بر این باور است که در کنار خواست عدالت اجتماعی و آزادی‌های دموکراتیک، باید خواستِ «حفظ صلح» در متن جامعه را نیز به شعاری محوری تبدیل کرد.

رفقای گرامی!

پیام‌مان را با موضوع مهم همکاری و اتحاد عمل نیروهای ملی و دموکراتیک آغاز کردیم و در پایان نیز مایلیم بر ضرورت اتحاد عمل وسیع نیروهای سیاسی ملی، چپ، و ترقی‌خواه در روند مبارزه در راه صلح، بر ضد دیکتاتوری حاکم، و با هدف یاری‌رسانی به تحقق گذار به حاکمیت ملی و دموکراتیک در کشور تأکید کنیم. توجه جدّی و مسئولانه به امر همکاری و اتحاد عمل سیاسی و مدنی برای تقویت نیروهای خواهان تحوّل بنیادین در کشور امری مبرم است.

همان‌گونه که نمونه‌های مشخص چنین اتحادهایی در ماه‌های اخیر در کشورهایی مثل سودان و ترکیه نشان داد، این اتحادهای سیاسی می‌توانند دیکتاتوری‌های خشن اسلام‌گرا را به طور جدّی به چالش بکشند و راهگشای تغییر شوند. حزب تودهٔ ایران همان‌طور که بارها اعلام کرده است، آمادهٔ همفکری و همکاری برای شکل‌گیری چنین جبهه‌ای است.

بار دیگر برایِ نخستین کنگرهٔ شما در تدوینِ برنامهٔ درازمدّت حزب و راهکارهای عملی برای مبارزهٔ سیاسیِ پیشِ رو و رویارویی با تحول‌های پُرشتاب و بغرنج کنونی در درون کشور، منطقه، و جهان، آرزوی موفقیت ‌می‌کنیم.

با احترام و درودهای رفیقانه
کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران

۲۱ تیر ۱۳۹۸

**********

پیام اتحاد جمهوری‌خواهان ایران به نخستین گنگره حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

دوستان گرامی

برگزاری نخستین کنگره‌ی حزب چپ ایران (فدائیان خلق) را به شما تبریک می گوییم.

کنگره‌ی شما در یکی از بحرانی‌ترین شرایط کشور ما برگزار می شود. با خروج دولت آمریکا از برجام، تنش میان این دولت و جمهوری اسلامی تشدید شده است. تحریم‌های اقتصادی بازگشته‌اند و خطر درگیری نظامی و جنگ بیش از پیش شده است؛ جنگی که می‌تواند همه‌ی منظقه خاورمیانه را در برگرفته، خسارات عظیم انسانی و اقتصادی به‌بار آورده‌، منابع طبیعی و محیط زیست منطقه را نابود کند.

ادامه‌ی رابطه خصمانه بین دولت آمریکا و جمهوری اسلامی، بسته شدن راه مذاکره بین دو دولت برای حل اختلافات خود می‌تواند خسارات جبران ناپذیری به کشور ما بزند. همین الان هم بخش مهمی از اقتصاد کشور ما بعد از تشدید تحریم‌های دولت آمریکا عملا فلج شده است. ادامه‌ی این وضعیت می تواند با توجه به وضعیت کشور ما تاثیرات مخربی بر آینده‌ی ‌آن بگذارد.

در چنین شرایطی، تنها راه اجتناب از درگیری نظامی و جنگ، پایان دادن به خصومت‌ها، بازگشت بر سر میز مذاکره بر سر مسائل مورد اختلاف و یافتن راهی برای برون رفت از تنش و تهدید است. نیروهای سیاسی کشور ما باید در عین مخالفت با تحریم و جنگ،بر تنش زدائی از مناسبات دو جانبه تاکید نمایند. ما نیز هم‌چون شما دوستان بر مذاکره‌ی بدون قید و شرط بین دو دولت، به عنوان تنها راه حل بحران در روابط دو کشور تأکید داریم.

دوستان گرامی!

بحران در مناسبات بین المللی تنها بحران کشور ما نیست. سیاست‌های جمهوری اسلامی طی چهل سال گذشته کشور ما را درگیر بحران های متعددی در عرصه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کرده‌است. فساد اقتصادی گسترده و ارگانیک، بی کفایتی سیاسی، همراه با مقابله قهری با هر تلاش برای تغییر و اصلاح امور، راه پیشرفت جامعه را بسته است. از همین رو نیز، کشور ما امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تحولات بنیادی و از میان برداشتن سد ها و موانعی است که جمهوری اسلامی بر سر راه هر گونه تحولی در عرصه‌های مختلف ایجاد نموده است. مخالفت با سیاست های حکومت و مقاومت در برابر آن در جامعه‌ی ما نیز همه گیر شده است. هم چنین اعتراف به ناکارآمدی این رژیم و شکست سیاست‌های تبعیض‌آلود در درون حکومت هم عادی شده است.

از طرف دیگر، خیزش‌های مردمی عمق بیشتری یافته اند؛ خیزش‌های اعتراضی و مدنی در اقصی نقاط کشور، بیان عینی جنب جوش جدیدی در بطن جامعه علیه سیاست های ویرانگر جمهوری اسلامی است. امروز جامعه‌ی ما بیش از هر زمان دیگری، در پی یافتن راه حل‌ها و گشودن چشم اندازهای امیدبخش برای برون رفت از بحران‌ها و دشواري‌های موجود است. ترسیم چشم‌اندازها و گشودن راه چنین تغییراتی وظیفه تاخیرناپذیر همه‌ی نیروهای سیاسی است.

هدف جمهوری‌خواهان، استقرار نظامی سکولار و دمکرات در ایران است. نظامی که با رأی و اراده آزاد همه شهروندان کشور فارغ از تبار، جنسیت،عقیده، مرام و مذهب آن‌ها می تواند مستقر شود. از نظر ما دستیابی به این هدف با اتکا به اراده‌ی آگاهانه مردم، تکیه به نهادهای مدنی و جنبش‌های اعتراضی و رأی مردم ممکن است. متکی شدن به نیروها و دولت‌های خارجی که اهداف و منافع خود را تعقیب می‌کنند، در راستای چنین هدفی نیست. تلاش مشترک ما برای همکاری نیروهای جمهوریخواه و در جهت شکل دادن به یک ثقل جمهوریخواه،ی می تواند در خدمت چنین گذاری باشد.

بار دیگر برگزاری نخستین کنگره حزب چپ ایران (فدائیان خلق) را به شما تبریک می گوییم و امیدواریم که این کنگره سر فصل جدیدی در فعالیت‌های شما گشته و در عین حال، به اتخاذ تصمیماتی منجر شود که راه همکاری بیشتر بین نیروهای جمهوری‌خواه را هموارتر کند.

هیئت سیاسی اجرائی
اتحاد جمهوریخواهان ایران

۲۲ تیر ۱۳۹۸ ( ۱۳ ژوئیه ۲۰۱۹)

*********

پیام همبستگی جمهوری‌خواهان ایران به نخستین گنگره حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

اعضای محترم حزب چپ ایران؛

درودهای گرم و صمیمانه ما را به مناسبت اولین کنگره‌ی حزب چپ (فدائیان خلق) بپذیرید. خوشبختانه حزب شما در پی سالها تلاش چند گروه همسو، عاقبت به بار نشسته و اولین کنگره شما در دورانی حساس و پر مخاطره برگزار میگردد. آرزومندیم که با دامن زدن به گفتگوهای ثمربخش، کنگره شما با موفقیت برگزار گردد.

بی‌لیاقتی جمهوری اسلامی دراداره کشور، فقر و بیکاری و گرانی، فساد و دزدی و سرکوبهای بی‌رحمانه اما هیچکدام مردم را از حرکت باز نداشته است.

اعتصابات کارگران، زحمتکشان، معلمان، اعتراضات دانشجویان، مالباخته‌گان و بسیاری دیگر نشان از رشد آگاهی مردم به جان آمده دارد که علیرغم همه مشکلات با امید به آینده بر ترس غلبه کرده‌اند.

افزایش صداها و نداهایی که در داخل کشور به زبان‌ها و اشکال مختلف بر ضرورت تغییر قانون اساسی و استقرار ساختار قدرت دمکراتیک تاکید می‌کنند، همچون درخواست شجاعانه‌ی ۱۴ فعال سیاسی و مدنی داخل کشور و مقاومت پیگیر زنان در برابر حجاب اجباری، فضا را برای پیشبرد تغییرات بنیادین و گسترده‌ی ساختار قدرت مساعد ساخته است. اکنون رنج‌ها و دردهای مردم بدل به فریاد شده است و اینک نوبت ماست که بر آن روشنی بتابانیم.

اکنون همگرایی ۴ سازمان و حزب جمهوری‌خواه، به عنوان اتفاقی امیدبخش در تاریخ جنبش مبارزاتی مردم ایران به وقوع پیوسته است.

همه این رخدادها نوید‌بخش آینده‌ای روشن برای سرزمین ماست به شرط آنکه برای آزادی، برابری، برابری فرصت‌ها و امکانات و صلح و همبستگی دست به دست هم دهیم. با آرزوی هموارشدن مسیر استقرار دموکراسی و پایان یافتن حیات نظام خودکامه‌ی جمهوری اسلامی.

هیئت سیاسی - اجرائی همبستگی جمهوری‌خواهان ایران

۲۲ تیرماه ۱۳۹۸

****************

پیام سازمان های جبهه ملی ايران در خارج از کشور
به
نخستین کنگره حزب چپ ایران )فدائیان خلق)

دوستان عزیز!

اعضا محترم کنگره!

برگزاری نخستين کنگره حزب چپ ايران (فدائیان خلق) در روزهای ۲۱ـ ۲۳ تيرماه ۱۳۹۸ (۱۲ ـ ۱۴ ژوئيه ۲۰۱۹) در کشور هلند را به شما صمیمانه تهنیت می گوییم و امیدواریم که کنگره در انجام وظایفی که بر عهده گرفته است به موفقیت کامل دست یابد.

دموکراسی، جدائی دین از حکومت، اعلامیه جهانی حقوق بشر، استقلال، عدالت اجتماعی، حفظ تمامیت ارضی ایران و مخالفت علیه هرگونه تبعیض در جامعه مضامینی هستند که در مجموع، نیروهای دموکرات و جمهوری‌خواه ایران را از جریان‌های پوپولیستی و مخالفان دموکراسی این کشور متمایز می‌کنند.

۴۰ سال است که کشور ما در اثر سیاست های جمهوری اسلامی با بحران های دائمی و خطر جنگ روبروست و امروز خطر جنگ در کنار بحران ها و مشکلات عمیق اجتماعی بیش از همیشه اساس زندگی، موجودیت مردم و میهن ما را تهدید میکند. تجربه ۴۰ سال و تحلیل کوتاهی از وضعیت کشور نشان میدهد که برطرف نمودن این بحران‌ها نه با پرداختن به معلول ها بلکه از طریق حل بحران اصلی یعنی استبداد و دخالت دین در حکومت و با استقرار یک حکومت ملی متکی به آراء مردم، آزادی، دموکراسی و جدایی دین از حکومت میسر میشود.

تحقق این مهم بنظر ما از مراحل تلاش برای:

۱. آزادی کلیه زندانیان سیاسی؛

۲. تحقق آزادی های سیاسی مانند آزادی احزاب و اجتماعات و آزادی بیان؛

و ۳. انتخابات آزاد و بدون دخالت نهادهای جمهوری اسلامی و تحت نظارت هیئتی قابل قبول برای همگان، می گذرد. بدون تردید تحقق این اهداف و استقرار دموکراسی، جمهوری، جدایی دین از حکومت و پاسداری از آن نیازمند مبارزه موثر و همبسته همه دموکرات‌های ایران علیرغم اختلاف نظرها است.

تجربه نشان می‌دهد که دموکراسی را نمی‌توان با غیردموکرات ها حاکم ساخت. دموکرات های ایران برای تحقق اهداف خویش به همبستگی، دوراندیشی، همفکری و پرهیز از اشتباه نیاز دارند تا بتوانند بر مشکلات فائق آیند و بالاخره پس از بیش از صد سال، دموکراسی را در ایران حاکم سازند.

دوستان عزیز!

همکاری با شما و دو سازمان جمهوریخواه دیگر که از سال گذشته بر سر اصول مورد توافق شروع گردید تجربه ای مثبت بود و بنظر ما آغازی برای پیمودن این مسیر است.

بار دیگر برای کنگره شما آرزوی موفقیت داریم و دست شما را میفشاریم.

هیئت اجرائی سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور

مهندس کامبیز قائم مقام ـ مهندس بهمن مبشری - دکتر همایون مهمنش

۲۱ تیرماه ۱۳۹۸ برابر ۱۲ ژوئیه ۲۰۱۹

**************

پیام آقای ابوالحسن بنی‌صدر به نخستین گنگره حزب چپ ایران (فدائیان خلق)


اعضای محترم کنگره حزب چپ ایران

از دعوت شما سپاسگزارم و امیدوارم کامیابی کنگره شما کامل بگردد. به مناسبت، نکاتی را خاطر نشان می‌کنم:

۱. هر جنبشی وقتی کارآیی بایسته را بدست می‌آورد که در بستر تاریخ قرارگیرد و نیروی محرکه تغییر نظام اجتماعی بگردد تا که به جای قدرت، حقوق تنظیم کننده رابطه‌ها شوند.

تاریخ ایران می‌گوید بستر تاریخی، هر جنبش موفقی، بستر هم‌گرایی سه تمایل است. این سه تمایل، همواره تمایلهای دینی و چپ و ملی بوده‌اند. دوران موفقیت دوران اتحاد و دوران شکست، دوران شکستن میثاق و برضد یکدیگر شدن بوده‌اند. دو جنبش واپسین، یعنی جنبش ملی‌کردن صنعت نفت و جنبش سال 1357مردم ایران تصدیق این امر واقع هستند. اما اگر تاریخ را تا دوران اساطیری پی جوییم، آن را مصدق این واقعیت می‌یابیم.

۲. در دو جنبش واپسین، قدرت هدف نبود، رهایی از قدرت، استبدادی وابسته، هدف بود. هدف بنای جامعه مستقل و آزاد و رشد بر میزان عدالت اجتماعی بود. تا که، هدف از خود بیگانه شد، قدرت شد، تمایلهای سه گانه برضد یکدیگر شدند و یک تمایل بر آن شد دو تمایل دیگر را نه سرکوب که از میان بردارد. جنبش از بستر تاریخی خود خارج شد و به شکست انجامید. شکستهای جنبشهای پیشین نیز فرآوردهِ از خود بیگانه شدن هدف بودند.

شما نیک می‌دانید که قدرت از تضاد پدید می‌آید و چون هدف شود، روش نیز می‌شود و هر عهد اتحادی را می‌شکند. بسیار اتحادها که هنوز به هدف نرسیده، از هم می‌پاشند. آیا این تجربه تلخ در چهل سالی که از انقلاب می‌گذرد، مرتب تکرار نشده‌است؟

۳. درس تجربه به ما می‌گوید: به بستر تاریخی بازگردیم و هدفی را برگزینیم که هدف جمهور مردم ایران باشد. تحقیق و تجربه مستمر مرا به این نتیجه رسانده‌است که نخست باید تعریف حق را نقد کرد تا که مطلوب اقلیت صاحب امتیاز عنوان حقوق انسان و حقوق شهروندی او را به خود نگیرد و «منافع ملی» که جز منافع این اقلیت نیستند، جانشین حقوق ملی نگردند. و سپس حقوق انسان و حقوق شهروندی او و حقوق ملی او و حقوق طبیعت و حقوق هر جامعه بمثابه عضو جامعه جهانی، شناسایی و تدوین شوند. حاصل این کار اینک در اختیار شما است.

وضعیت امروز جهان می‌گوید که زمان در اختیار مردم دنیا، کوتاه است و کوتاه‌تر نیز می‌شود. درجا باید جای قدرت را در تنظیم رابطه‌ها به حقوق سپرد و این‌کار شدنی نیست مگر آن‌که، دست کم، آنها که نقش نیروی محرکه تغییر را به خود می‌دهند، به حقوق عمل کنند و رابطه‌های خود با یکدیگر را با حقوق تنظیم کنند.

هرگاه نخواهیم تجربه‌های شکست خورده را تکرار کنیم و بخواهیم آغازگر و الگو برای همه جهانیان باشیم، می‌توانیم راه‌کاری را بیازماییم که پیشنهاد می‌کنم. هرگاه انتقاد از خود بر نقد بالا افزوده گردد، ایجاد اتحاد دیرپا و توانا به ایفای نقش بدیل، میسر می‌شود.

توفیق یار شما باد

ابوالحسن بنی‌صدر

۲۷ خرداد ۱۳۹۸ برابر ۱۷ ﮊوئن ۲۰۱۹


*******************

پيام حزب دمکراتيک مردم ايران
به نخستين کنگره حزب چپ ايران (فدائيان خلق)

رفقای گرامی!

نخستين کنگرۀ شما در شرايطی برپا می شود که تنش در روابط ميان ايران و ايالات متحدۀ آمريکا به گونه ای شتابان در حال بالا گرفتن است و سايه شوم جنگ بر سر کشور ما سنگينی می کند. به گفتۀ کارشناسان مسائل راهبردی و امنيتی منطقه، شعله ور شده آتش چنين جنگی به سرعت دامن کل کشورهای خاورميانه را خواهد گرفت. چنين جنگی، با توجه به بکارگيری جنگ افزارهای امروزين، از نظر دامنه، زيان های انسانی و مادی و نابودی محيط زيست با هيچ يک از جنگ های گذشته و حال در منطقه قابل مقايسه نخواهد بود و پيامدهای تصورناپذيری برای نسل های آينده بر جای خواهد گذاشت. بدون ترديد، از آن پس کشورهای منطقه برای دهه ها رنگ صلح و آرامش، ثبات سياسی، سازندگی اقتصادی، رشد اجتماعی و فرهنگی به خود نخواهند ديد و مناسبات ميان دولت ها در سطح منطقه ای و بين المللی با چالش های پيچيده و پيش بينی ناپذيری روبرو خواهد شد.

ايالات متحدۀ آمريکا همزمان با کناره گيری از "برجام" و ترک ميز مذاکره، يکی از شديدترين تحريم های تاريخ بشری را عليه ايران به اجرا گذاشته است. نبايد از نظر دور داشت که اعمال اين تحريم های در هم شکننده اقتصادی عليه ايران جز تروريسم اقتصادی نيست. پيامد اين تحريم ها، درآميخته با پيامد بی برنامگی و ناکارآمدی مديريت اقتصادی در پشتيبانی از لايه های فرودست جامعه و دامنگستری فساد و ارتشاء و چپاول گری و رانت خواری در دستگاه دولتی، زندگی ده ها ميليون ايرانی ندار و کم درآمد را به مخاطره انداخته و آنها را به ورطه فقر و درماندگی و نابودی کشانده است.

امروزِ روز خواست آزادی، دمکراسی، صلح و رفع رنگينۀ تبعيض ها و بی عدالتی های اجتماعی و اقتصادی ديگر تنها خواست نيروهای چپ و نخبگان سياسی ايران نيست. لايه های گسترده ی اجتماعی به اشکال گوناگون برای تحقق اين خواستها مبارزه می کنند؛ اما اقتدارگرايان حاکم بر کشور تنها با تشديد بگير و ببند و سرکوب به اعتراضات برحق مردم پاسخ می دهند، تا ساختار موريانه خورده نظام سرکوب گر فقاهتی را حفظ کنند.

رفقا!

به باور ما، بايد با استفاده از همه راه های ممکن درفش جنگ ستيزی را بالا برد. در اين راه ما تنها نيستيم. گروه های وسيعی از روشنفکران و فعالان صلح دوست در سراسر جهان نگران شعله ور شدن اين جنگ فاجعه بار هستند. بايد با اين نيروی بالقوه بزرگ و کارساز پيوند برقرار کرد. بايد با فراخوان ها و نامه های فردی و جمعی نسبت به پيامد های اين خطر هشدار داد.

از اين رو اولويت اساسی برای همه ما تلاش در راه بسيج افکار عمومی مردم ايران، اروپا و ايالات متحده‌ آمريکا عليه خطر جنگ و فشار برای به وجود آوردن جنبش گسترده صلح در سطح ملی و بين المللی است. بايد با بسيج افکار عمومی در ديگر کشورهای امضا گزار برپای سازش نامه "برجام"، دولت های اين کشورها را ترغيب کرد، تا با اعمال فشار به دولت آمريکا، راه را برای پذيرش "برجام" از سوی دولت ترامپ، گشودن درهای ديپلماسی و بازگشت به سر ميز مذاکره باز کرد.

۱۳ ژوئیه ۲۰۱۹ شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۸

***************

پیام حزب دمکرات کردستان به نخستین کنگره حزب چپ ایران
(فدائیان خلق)

دوستان عزیز،

حضار محترم،

از طرف حزب دمکرات کردستان، تشکیل کنگرە اول حزب چپ ایران را، بە اعضای رهبری، کادرها و اعضای حزب چپ ایران از صمیم قلب تبریک میگویم . برگزاری کنگرە حزب شما کە حاصل وحدت سە جریان چپ و مبارز است، برای حزب ما از اهمیت خاصی برخوردار است. امروز هم‌چنین مصادف است با روز ترور دکتر عبدالرحمان قاسملو دبیرکل حزب دمکرات کردستان. رهبری کە باوجود گذشت سی سال از فقدانش، هنوز سایەاش بر سیاست‌های کنونی حزب ما و بر جنبش کردستان و سراسر ایران نمایان است. تلاش‌های امروز ما برای همگرایی و اتحاد در صفوف اپوزیسیونی ایران، ادامە همان راهیست کە دکتر قاسملو پیمود.

دوستان عزیز،

از روند تشکیل حزب چپ ایران استقبال نمودە و آن را گامی ارزشمند ارزیابی کردە و می‌کنیم؛ و اومیدوار بودە و هستیم کە این پروسە کە بە وحدت سە جریان چپ منتهی شد، تبدیل بە گامی در جهت اتحاد همە نیروهای چپ و سوسیالیست گردد. حزب ما هموارە جایگاە ویژەای برای نیروهای چپ و سوسیالیست کە واقعیات جامعە امروز ایران را مد نظر دارند قائل است. تاریخ حزب دمکرات کردستان گواە همکاری و همیاری در سطوح مختلف با نیروهای چپ و سوسیالیست بودە است. این دید مثبت حزب از انجا سرچشمە می‌گیرد کە معتقدیم: نیروهای چپ سراسری بیش از سایر نیروهای سیاسی سراسری، بر ستم‌های مضاعفی کە بر میلیت‌های ایران روا داشتە می‌شود، آگاە‌اند و در جهت رفع آن تلاش می‌کنند. هر چند نباید این‌را از نگاە پنهان داشت کە در رابطە با حل مسئلە ملی در ایران، شاهد نوعی عقب نشینی نسبت بە گذشتە، در برنامە و دورنمای سیاسی بعضی از نیروهای چپ هستیم. کە ان‌هم ناشی از بروز جوی است شوینیستی کە بر فضای سیاسی اپوزیسیون خارج از کشور حکمفرماست.

حزب شما در شرایطی برگزار می‌شود کە، اوضاع سیاسی ایران و منطقە آبستن تغییرات تازەای است . نزدیک بە سە سال بعد از امضای قرارداد برجام، آمریکا بطور یکجانبە از این پیمان خارج شد و دور جدیدی از محاصرە اقتصادی را علیە رژیم جمهوری اسلامی وضع نمود. وضعیت اقتصادی ایران بعد از اعمال تحریم‌های جدید به گونه‌ای بە هم‌ریختە است کە در این ٤٠ سال سابقە نداشتە است. فقر، بیکاری، تورم و پایین آمدن قیمت ریال در مقابل ارز خارجی، پایین آمدن قدرت خرید مردم و بحران در نظام مالی و بانکی در نتیجە تحریم‌های جدید از یک طرف و سوء مدیرت در نظام از طرف دیگر تأثیرات عمیقی بر زندگی مردمان ایران گذاشتە است.

روزهای اخیر شاهد قدرت نمایی نظامی دو طرف آمریکا و جمهوری اسلامی هستیم ؛ کە این وضعیت خواستە و ناخواستە، هردو طرف را بە سوی یک جنگ احتمالی سوق دادە است. حزب دمکرات کردستان همیشە معتقد بودە و هست کە، این مردم و خلق‌های ایران اند کە باید با رژیم جمهوری اسلامی تعیین تکلیف و آیندە ایران را رقم بزنند. اما شکی در این نیست کە این نظام جمهوری اسلامی است کە علت العلول جنگ و تشنج در منطقە است. لذا ما ضمن اینکە از کسی دعوت نمی‌کنیم کە در امور داخلی ایران دخالت نماید، بر اصل حق تعیین سرنوشت مردم و خلق‌های ایران بە دست خودشان تأکید می‌ورزیم . ما فکر می‌کنیم لازم نیست کە نیروهای اپوزیسیون در یک جنگ و رویارویی نظامی، خود را در کنار رژیمی قرار بدهند کە ٤٠ سال است دردسر بزرگی برای مردم ایران و جامعە جهانی شدە است. بر این باور هستیم کە شرایط کنونی از خیلی جهات شباهت زیادی با مقطع جنگ اول جهانی دارد کە به علت غالب بودن جنگ خارجی، گرایش‌های ناسیونالیستی، گرایشا‌هایسوسیالیستی را تحت شعاع قرار داد و احزاب سوسیال دمکرات از کشورهای مطبوع خود پشتیبانی کردند؛ میهن پرستی کاذبی از این دست، می‌تواند فقط به سود و بقای جمهوری اسلامی باشد.

ما بنا بە مسؤلیتی کە در مقابل جبش کردستان از یک طرف و هم‌چنین جنبش سراسری از طرف دیگر دارد، در چند سال گذشتە، جهت ترسیدن به اتحاد عمل و همکاری وارد بحث و رایزنی با بخشی از نیروهای چپ و دمکرات اپوزیسیون گردیدە است؛ نتیجە این تلاش‌های مستمر، به وجود آمدن دو اتحاد بە نام‌های «شورای دمکراسی خواهان ایران » و «همبستگی برای آزادی و برابری در ایران» است . اگر چە در هردو اتحاد، نیروهای سیاسی قابل اعتبار و با قدمت تاریخی، حضور دارند، ولی ایدئآل‌تر می‌بود کە همە نیروهای چپ، سوسیالیست و دمکرات حول یک اتحاد وسیع گردهم می‌آمدند. ما براین باور هستیم کە اگر این جمع ظرفیت و بردباری بیشتری از خود نشان دهد، دسترسی بە اتحاد وسیع دور از انتظار نیست.

دوستان عزیز،

ایران استعداد فراوان برای پیشرفت و ترقی دارند؛ ولی بە سبب پیشینە دیکتاتوری در ایران و فقدان تمرین دمکراسی در عمل، هنوز راە درازی برای نهادینە شدن دمکراسی در بطن جامعە ایران وجود دارد. بە همین دلیل، این مرحلە از مبارزە، مرحلەای است دمکراتیک. لذا از ضروریات این دورە، دمکراسی و برابری ملی – اتنیکی و ایجاد فرصت‌های مساوی در زمینە اقتصادی، حقوقی و لغو تبعیض جنسیتی است. بە باور ما اپوزیسیون جمهوری اسلامی، در رابطه با آیندە ایران و نوع نظام، بیش از دو گزینە بیشتر در پیش رو ندارد: گزینە نخست آنست کە نیروهای مخالف جمهوری اسلامی، در خصوص حل مسئلە ملی، به راە رفتە نظام سلطنتی و جمهوری اسلامی بروند. کە این راە راهیست استبدادزا و بە تکرار چرخە استبداد منتهی می‌شود. گزینە دوم اینست کە نیروهای اپوزیسیون از تجربە گذشتە نظام سلطنتی و نظام جمهوری اسلامی،در خصوص مسئلە میلیت‌ها، درس گرفتە و یک خوانش دیگری کە منطبق با وضعیت اتنیکی و اجتماعی است، ارائە دهند. کە بر اساس این خوانش جدید، بە جای انکار هویت میلیت‌های ایران و تقلیل آن، شناس واقعی آنها را بپذیرند و یک چهارچوب حقوقی برای آنها قائل بشوند. برای پایان دادن بە مبارزە هویت خواهی در ایران، باید از وارونە سازی هویتی دست برداشت.

بە باور ما این تنها نیروهای چپ و دمکرات و جمهوری خواە هستند کە پتانسیل تغیر در وضعیت کنونی را در خود دارند و می‌توانند با نشان دادن ظرفیت‌های سیاسی، از عهدە تغیر نظام متمرکز کنونی بە نظامی غیر متمرکز و فدرال برآیند.

یک‌بار دیگر با آرزوی موفقیت برای کنگرە حزب چپ ایران (فدائیان خلق)، دستتان را بە گرمی می‌فشاریم.

حزب دمکرات کردستان


************************

پیام حزب دمکرات کردستان
به نخستین کنگره‌ی حزب چپ ایران (فدائیان خلق





****************

پیام جبهه ملی ایران - اروپا به اولین کنگره حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

با سلام و سپاس از دعوت برای حضور و مشارکت در نخستین کنگره حزب چپ ایران؛

خوشوقتیم در کنگره ای شرکت می‌کنیم که با نیروی سیاسی برگزارکننده آن در یک موضوع راهبردی اتفاق نظر داریم و آن باورمندی به نظام جمهوری است.

دوستان، امروز راجع به گذار، گذار از جمهوری اسلامی، به حق زیاد بحث و گفتگو می‌شود؛ زیرا یک مسئله کلیدی برای آینده ایران است. روشن است که مقصود از گذار، شیوه و طریقه به انجام رساندن گذار است. جبهه ملی ایران براین باور است که برای اینکه شرط دموکراسی به جا آورده شود و جای شک و تردید باقی نماند چاره ای جز قبول گزینه انتخابات آزاد و عادلانه برای تشکیل مجلس موسسان و تعیین نوع نظام نیست. چنین انتخابات یا همه پرسی می‌تواند پس از فروپاشی نظام کنونی ویا حتی در مرحله ای که نظام به قدر کافی به عقب نشینی وادار شده صورت گیرد.

در چنین برهه‌ای از زمان، بلوغ سیاسی و آمادگی برای حداقلی از تفاهم و ائتلاف میان نیروهای سیاسی نقش حیاتی در ترسیم سیمای آتی ایران بازی خواهد کرد. بدون چنین تفاهم و توافقی دوره گذارکاملا غیرقابل پیش‌بینی و بسیار پرمخاطره‌ای در پیش خواهیم داشت.

آرایش فعلی نیروهای سیاسی

در اوضاع و احوال کنونی، نیروهای جمهوری خواه کلا دو طیف سیاسی وسیع را در بر می‌گیرند:

۱- طیف چپ، که احتمالا یکی از پرشمارترین نیروهای سیاسی ایران است. اغلب نیروهای چپ در دیدگاه‌ها سابق خود مبنی بر اعتقاد بر لزوم برقراری دیکتاتوری پرولتاریا تجدید نظر کرده و بیشترشان طرفدار جمهوری پارلمانی دموکراتیک و عرفی و مبارزه طبقاتی مسالمت‌آمیز در متن چنین نظامی‌هستند. شمار اندکی از گروه‌های حاشیه‌ای چپ هنوز به مبارزه طبقاتی قهرآمیز تا رسیدن به نظام تک‌حزبی و برقراری جامعه بی‌طبقه باور دارند.

۲- طیفی که ما آنها را «نیروهای میانی» می‌نامیم، شامل جبهه ملی، حزب ملت ایران، نیروهای ملی‌گرا، نیروهای ملی- مذهبی، بخشی از اصلاح‌طلبان، عناصر سوسیال- دموکرات، اقلیتهای قومی‌و مذهبی و غیره هستند. جبهه ملی از قدیمی‌ترین نیروهای سیاسی ایران به شمار می‌رود و دوره چند ساله حکومت دکتر مصدق، بنیانگزار آن، تقریبا تنها دوره‌ای بوده که در آن دموکراسی و آزادی بیان به معنای واقعی کلمه حکمفرما بوده و کسی به خاطر اندیشه یا فعالیت سیاسی دستگیر یا مورد تعقیب و آزار قرار نگرفته است.

باتوجه به آرایش فعلی نیروهای اپوزیسون به جرأت می‌توان گفت که گروه‌های مشروطه خواه و سلطنت طلب از لحاظ امکانات و تبلیغات در موقعیت برتری قرار دارند.

بنابراین، نیروهای جمهوری خواه نیاز مبرم به حرکت ایجادی دارند و باید از مرحله حرکت‌های واکنشی و اتتلاف‌های کوتاه مدت به حرکت‌ها و ائتلاف‌های بلندمدت یا میان‌مدت در بستر هدف‌های مشترک عبور کنند.

در مرحله‌ای حتی ممکن است جبهه متحد جمهوریخواهان برای هماهنگی و قاطعیت در اقدامات حذف جمهوری اسلامی‌به ائتلاف مقطعی با مشروطه ‌طلبان و نیروهای غیرجمهوری خواه که به مواضع دموکراتیک و لاییک متعهدند روی آورد. چنین ائتلافی در مقطعی از سیر فروپاشی جمهوری اسلامی‌احتمالا اجتناب‌ناپذیر خواهد بود، زیرا تصور می‌شود که هیچکدام از نیروهای سیاسی به تنهایی قادر به ایجاد تحول به معنای حذف جمهوری اسلامی‌نخواهند بود.

ما باورمندیم که بعد از حذف جمهوری اسلامی‌بایستی یک دولت موقت در رأس امور باشد تا شیرازه امور مملکت به کلی از هم نپاشد. حتی یک لحظه هم نمی‌توان تصور کرد که دولتی، از هر نوع آن، در کشور وجود نداشته باشد و سرنوشت کشور به دست توده‌های هیجان‌زده در خیابان‌ها سپرده شود.

در چنین اوضاع و احوالی بهترین گزینه به عنوان دولت موقت، به نظر ما همین دولت و دستگاه اداری فعلی، منهای بیت رهبری، سپاه و سازمان‌های انگل، مثل شورای نگهبان، مجلس خبرگان، مجمع تشخیص مصلحت نظام و غیره و غیره خواهد بود. هر گزینه دیگری می‌تواند پرخطرتر و پرهزینه‌تر باشد زیرا درشرایط نبود دولت و هرج و مرج حاکم، احتمال شورش داخلی، حمله نظامی‌خارجی و تجزیه کشور بسیار بالا خواهد بود. بعلاوه، معلوم نیست نیروهای سیاسی در آن لحظه در چه حد از آمادگی برای توافق و تفاهم و تامین امنیت جهت تدارک انتخابات و تشکیل مجلس موسسان داشته باشد باشند.

خوشبختانه، این دولت موقت دیگر قدرت سرکوب نخواهد داشت، زیرا فضای انقلابی بر کشور حاکم است، زندانیان سیاسی آزاد شده اند، مطبوعات و رسانه ها از زیر سانسور درآمده اند و قدرت در واقع در دست مردم است.

دررابطه با مسئله قومی، جبهه ملی ایران- اروپا سیتسم نامتمرکز استانی را پیشنهاد می‌کند. ما از تمرکز گرایی فاصله داریم، اما ضمن پذیرفتن حقوق فرهنگی و هویتی قومیتها،عدم تمرکز را برپایه خطوط جغرافیایی و بوم زیستی تنظیم می‌کنیم و نه براساس خطوط قومی.

دوستان، ما در مرحله‌ای قرار دادیم که تفاهم، درک متقابل، همکاری و همیاری میان نیروهای جمهوری خواه می‌تواند اثری تعیین کننده در سپهر سیاسی و برای نسل‌های آتی کشورمان داشته باشد.

این واقعیت که درجبهه ملی ایران، فراکسیون سوسیال - دموکرات نیرومندی وجود دارد، بستری مشترک برای همکاری با نیروهای چپ به وجود می‌اورد. براین باوریم که حزب چپ ایران (فدائبان خلق) نیز به نوبه خود باید با استفاده از تجارب جنبشهای چپ درسطح بین المللی و احتراز از اشتباهات گذشته به رویکردهایی روی آورد که نیروها و عناصر ملی را نیز بتواند درخود جای دهد و بدینسان به غنای فکری و سیاسی خود بیفزاید.

هموار کردن راه برای همکاری، ائتلاف و اتحاد درجهت به تحقق رساندن این هدف کارآسانی نیست و لازمه آن تفاهم، آگاهی از ضرورت همکاری و همیاری، همین طور رعایت خطوط قرمز همدیگر و بالاخره، صبر وشکیبایی، پایداری و استقامت در راهی است که در پیش داریم.

دوستان حزب چپ ا یران، جبهه ملی ایران - اروپا برگزاری اولین کنگره حزبتان را تبریک می‌گوید و بیشترین موفقیت‌ها را برای شما آرزومند است.

جبهه ملی ایران - اروپا

٢٢ تیر ١٣٩٨ (١٣ ژوییه ۲۰۱۹)

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد